من تموم قصه هام.قصه توست...
من تموم قصه هام ، قصه توست...
میگم تا خسته شم ، با عشق تو شکسته شم...
من تموم قصه هام ، قصه توست...
اگه غمگینه...
اگه غمگینه ، اون از غصه توست...
یدفه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی...
بس که چشم تو قشنگ بود ،گله گرگُ ندیدی...
دل نبود توی دلم ، تو رو گرگا نبینن ، اونا با دندون تیز به کمینت نشینن...
الهی من فدای تو، چی کار کنم برای تو،
اگه توی این بیابونا خاری بره به پای تو...
یدفه مثل پرنده ، قفس عشقُ شکستی ، پر زدی تو آسمونا ، رفتی اون دورا نشستی...
دل نبود توی دلم ، گم نشی تو کوچه باغا ، غروبا که تاریکه ،
نریزن سرت کلاغا ، نخوره سنگی به بالت ، پَرِت نشه فکرُ خیالت...
من تموم قصه هام قصه توست... اگه غمگینه اون از غصه توست...
یدفه مثل یه گل ، رفتی تو دست یه خزون... سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون ،
بردمت تو گلخون که نریزه رو سرت... که یه وقت خیس نشه ، یخ کنه بالُ پَرِت ... نشکنی زیر تگرگ ... نریزه از تو یه برگ ...
من تموم قصه هام قصه توست...
یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی...
اگه پروانه نبود ، تو فراموش میشدی...
آره ، پروانه شدم که پرام سوخته شه ، که آتیش دل تو به دلم دوخته شه...
که بسوزه پر و بالم که راحت بشه خیالم ...
دارم از تو مینویسم... تو که غم داره نگات ، اگه دوس داشتی بگو تا بازم بگم برات... اینقده
