تبليغاتX
رنگارنگ

رنگارنگ

سبک های مو سیقی

کلاسیک

اصطلاح کلاسیک معانی گوناگونی دارد ، و به همین سبب می تواند شبهه انگیز باشد
این اصطلاح گاه به دوران باستانی یونان و روم اشاره دارد ، یا ممکن است برای هر اثری که از جذابیت پایدار و همیشگی برخوردار است به کار رود
بسیاری از مردم اصطلاح موسیقی کلاسیک را برای هرگونه موسیقی که راک ، جاز ، عامیانه یا فولکلوریک ، و یا پاپ نباشد به کار می برند

تاریخ نویسان موسیقی اصطلاح کلاسیک را از حوضه ای در تاریخ هنر که معنای ویژه تری دارد وام گرفته اند : نقاشی ، پیکره سازی و معماری پایان سده هجدهم و اوایل سده نوزدهم اغلب تاثیر پذیرفته از سر مشق های یونانی و رومی بوده اند . اما موسیقی این دوران چندانارتباطی با موسیقی عصر باستان ندارد

این سبک از حدود سال های 1750 تا 1820 شکوفا بود
و پس از آن دوران رومانتیک و ...

بزرگترین آهنگسازان دوره کلاسیک میتوان از یوزف هایدن ، ولفگانگ آمادئوس موتسارت و لود ویگ وان بتهوون نام برد و از آهنگسازانی که برای گیتار در دوره ذکر شده بوده اند و قدمی بزرگ و موثر در راه اعتلای این ساز برداشته اند میتوان از
Dionisio Aguado Ygacia دیونیزو آگوادو Francisco Tarrega تارگا
نام برد Fernando Macari Sor و فرناندو سور
 

                                     *****

فلامنکو

اصل و نسب این سبک به آندلس منطقه ای در جنوب اسپانیا می رسد به درستی معلوم نیست که چه کس یا کسانی برای اولین بار این موسیقی را اجرا نمودنده اند ، ولی فلامنکو شناسان معتقدند کولی های مهاجر عبری و مسلمانان که در جنوب اسپانیا زندگی می کردند با اسپانیا ادغام شده ( رقص ها ، آوازها و نوا هایشان ) در هم آمیخته و موسیقی فلامینکوئی را که امروز ما میشناسیم به وجود آمده است
البته آهنگسازان بزرگی چون زریاب را نباید فراموش کرد زریاب نام یکی از موسیقیدانان بزرگ ایران است که در زمان حکومت عباسیان ظهور کرد وی همدوره ابراهیم موصلی و فرزندش اسحق از بزرگترین موسیقیدانان دربار عباسیان بود ، زریاب تا آخر عمر در کوردبا از شهرهای اسپنیا می زیست ودر آنجا یک مدرسه موسیقی بنا نهاد و تاثیر بسزائی در موسیقی آندلس داشت
کلمه فلامنکو در لغت به معنای آتش است . آتش که از درون انسان شعله می گیرد و دلهای دیگران را نیز آتش میزند
فلامنکو دارای سه عنصر اصلی رقص ، آواز و گیتار می باشد . در محور اصلی آواز قرار دارد و بعد رقص به همراهی گیتار . در گذشته گیتار بیشتر نقش همراهی کننده را Roman Montaya & Nino Ricardo داشته ولی بعد ها توسط استادان با ارزشی چون
و تنی چند به صورت تکنوازی با پنج انگشت دست راست به مرحله بالاتری از نظر هنری در این سبک راه یافت
انواع سبک ها و ریتم های گوناگون در فلامینکو بقدری متنوع است که درک آنها را برای نو آشنایان بسیار مشکل میسازد و راهی نیست جز شنیدن بسیار و ایجاد یک ارتباط روحی و حسی بین ریتمها و صداها

منظور از فلامنکو یا همان رقص تند کولیهای اسپانیا را از زبان یکی از بزرگان این سبک یعنی پاکو دلو چیا میآوریم .
پاکو دلو چیا میگوید نوائی که در اطراف شماست توسط افرادی که میبینید ساخته شده است ، شما آهنگ میسازید به همراهه مردم ، شما یاد میگیرید آنرا از خانواده ، دوستان ودر نوشیدنیهای جشنها ، سپس کار میکنید روی تکنیک نوازندگی ، گیتاریست نیازی به مطالعه کردن ندارد در صورتیکه آن همراهه هر آهنگی هست . یک گیتاریست ماهر مدتی از وقتش را با کار کردن همراهه نوازندگان کم تجربه و البته پر استعراد صرف میکند . شما باید زندگی یک کولی که سراسر آشوب است را درک کنید و این یک علتی است که موسیقی فلامنکو که راهی بدون نظم و آشوب است بطوریکه شما آنرا میدانید . ما سعی نمیکنیم تا چیزهائی را بهمراهه تفکراتمان سازماندهی کنیم ، ما به مدرسه نرفتیم تا اونو پیدا کنیم ، ما فقط زندگی میکنیم ... آهنگ در هر جای زندگی ما هست
در مورد فلامنکو بعضی این گفتار را سند قرار داده و اشاره میکنند به مردم فلمنگی که در قرن 16 به اسپانیا رسیده بودند و البته اسپانیائی نبودند . عقیده دیگری میگوید که این گفتاراز کلمه عربی فلاه منگو به معنی پرواز خوش آیند میآید
آنچه مسلم است اینست که فلامنکو ترکیبی از فرهنگهای مختلف کولی ، مسلمان و یهودی است که در یک زمان در آندلوس ادر جنوب اسپانیا ساکن بودند و تاثیر آنها را را براحتی در خوانندگی و ریتم گیتار دید . اما این یک نوع هنر مرکب هم هست که ترکیب شده از گیتار زدن ، خواندن ، رقصیدن و جلوه لایه های پر قدرت ریتم و هیجان ، که
پاکو دلو چیا قادر بود این اختلافات جزئی را در سن خیلی کم بفهمد

در فلامنکو یک گیتاریست در درجه نخست نباید مانع انجام کار خواننده شود . دلوچیا توضیح میدهد : اینجا یک دیالوگ در حال انجام است ، خواننده کلمات را میخواند . در فلامنکو هیچ آوازی به خودی خود نیست ، فقط غزلیات کوتاه ، بنابراین گیتاریست صدای خواننده را دنبل میکند . یک قسمت از رسم در فلامنکو اینست که نه خیلی سخت و نه خیلی زیاد ساز نزند بلکه شما باید خواننده را پشتیبانی و او را کمک نمائید

                               *****

بلوز

بلوز در شمار منابع جاز است . بلوز از موسیقی عامیانه سیاهان آمریکا ، مانند آوازهای کشت و کار ، آوازهای مذهبی و ترانه های بردگان مناطق گوناگون سرچشمه گرفت
زمان پیدایش بلوز معلوم نیست اما در حدود دهه 1890 این ترانه ها در کشتزارهای جنوب ایالت متحده خوانده میشده است
اولیه که بطور معمول با همراهی گیتار اجرا می شد Country Blues بلوز محلی
فرم یا سبک خاصی نداشت . فرم شاعرانه و موسیقیائی بلوز در حدود سال 1910 شکوفا شد . در دهه 1920 تب بلوز در میان سیاهان آمریکا بالا گرفت ، در همین دهه بود که بلوز به فرم موسیقیائی پر کاربردی بدل شد که علاوه بر آوازخوانان ، این سبک توسط نوازندگان جاز نیز به کار می رفت
تاثیر بلوز در سبک های مردم پسند مانند ریتم و بلوز ، راک اند رول و سول آشکارا دیده میشود . بلوزهای آوازی بیانی بسیار شخصی دارند . این آوازها اغلب به مضامینی همچون درد ، خیانت ، بی وفائی و عشق یک جانبه می پردازند . در این سبک از نت های افتاده ، سایه پردازی ریز پرده ای ، تاخیرها و عجله های ریتمیک و خزش های آوازی بهره میگیرند
ملودی های آنان شامل نت های بلو یا محزون متعددی است که با اندکی بم کردن نت های سوم ، پنجم و هفتم گام ماژور پدید می آید
W.C.Handy از برجستگان این سبک میتوان به ویلیام کریستوفر هندی
بسی اسمیت و از معاصرین به اریک کلپتون و بی بی کینگ اشاره کرد
                             *****

جاز

این موسیقی آفریده نوازندگانی ، اغلب از سیاهان آمریکا بود که در خیابان ها ، بارها ، محله های پست و سالن های رقص نیواورلئان و دیگر شهر های جنوبی ایالت متحده به اجرا می پرداختند
جاز را میتوان به طور عام به عنوان گونه ای از موسیقی که ریشه در بداهه نوازی دارد و ریتم سنکوپ دار ، ضرب یکنواخت و رنگ آمیزی و تکنیک های خاص اجرائی از
ویژه گیهای آن است توصیف کرد

جاز اولیه ،عناصر فرهنگ های موسیقیائی متعددی همچون فرهنگ های آفریقای باختری ، آمریکا و اروپا را در هم آمیخت . خاستگاه برده های آمریکائی که اغلب از آفریقای باختری که امروزه شامل غنا ، نیجریه و چند کشور دیگر است بود

تکیه بر بداهه نوازی ، استفاده از طبل ، صدا های کوبشی و ریتم های پیچیده ، شماری از عناصر موسیقی باختری هستند که بر جاز تاثیر داشته اند

از آهنگسازان برجسته این سبک میتوان از لوئی آرمسترانگ ، دوک الینگتون ، بنی گودمن چارلی پارکر و جان کالترین نام برد

                                                               تالیف :مسیح عطاریان

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 1:11  توسط عارف   | 

مبانی مو سیقی

تاریخچه پیدایش نت

نظام هجائي همان كه در كشورهاي ايتاليا و فرانسه و نيز در ايران معمول است در قديم بر اساس تئوري موسيقي قرون وسطائي از شش هجا كه توسط كشيشي موسيقي دان ، از اهالي فرانسه و ساكن ايتاليا به نام گوييدو د، آرتسو كه دربين سالهاي 990 تا 1050 مي زيسته از شعر مناجات گونه بالا كه آهنگ آنرا احتمالا خود ساخته بود ، برگزيد و آن را به خاطر سهولت از بر كردن اصوات موسيقي و درك زير و بمي شان نسبت به هم ، به شاگردان و سرايندگان مي آموخت.

در قرنهاي بعد كه نظام شش نتي گسترش يافت و به هفت نت امروزي رسيد ، هجاي سي بر آن افزوده شد و نيز هجاي اوت كه در نت خواني دشوار بود به دو بدل گشت.

در نظام الفبائي به تبعيت از تئوري يونان باستان ، و كوك سازهاي آن زمان نت لا مبداء قرار گرفته و نت ها ، بر طبق همان تئوري ، با هفت حرف آغازين الفباي لاتين نامگذاري شدند.و امروزه مبدا از نت دو آغاز و به نت سي ختم ميشود.

 

C
D
E
F
G
A
B
Do
Re
Mi
Fa
Sol
La
Si
دو
ر
مي
فا
سل
لا
سي

توجه داشته باشيد در وب از نظام الفبائي پيروي شده و از حروف لاتين استفاده مي شود

                                  *****

مو سیقی و عرفان

هنر جلوه های گوناگون دارد که هر یک به نوعی تعبیر و تفسیر عشق است . گاهی پیغام هنرمند عاشق از راه چشم قابل دریافت است که در قالب نقاشی ، صورتگری
پیکر تراشی ، معماری ، حکاکی ، خوشنویسی و تذهیب و غیره
متجلی می گردد و گاه این پیام سمعی است و درک آن از راه شنیدن میسر می گردد.که دو تجلی عظیم آن یکی شعر است و دیگر موسیقی . و این دو یعنی شعر و موسیقی برای رسانیدن پرنده معنی به آشیانه فهم دو بال پروازند
حکما و اندیشمندان بزرگ ایران از گذشته های دور تاکنون در آثار گرانقدر خود هر یک به نوعی به شرح  و بسط و معرفی نسبت به موسیقی پرداخته و تا حدودی گوشه ای از رمز و راز این هنر عظیم روحانی را آشکار نموده اند
مولانا عبدالمومن بن صفی الدین اورموی در کتاب گرانقدر بهجه الروح آورده اند پس فرمان الهی شرف نفاذ یافت که روح به جسد ابوالبشر آدم صفی الله سلام الله علیه نقل مکان کرده متمکن شود ندای عزت به جبرئیل علیه السلام رسید که روح را به مسکن ابدی راه نماید روح الامین به فرمان رب العالمین به درون پیکر مطهر حضرت ابوالبشر در آمده به آواز حزین و به  مقام راست کلمه درآی در تن ادا فرمود مقارن این حال روح به درون حضرت آدم علیه السلام در آمد. ندای جبرئیل موجب غذای روح گشته و سرمایه شادمانی انسان کامل و روح را از آن رو حظ وافر بخشد چون این علم علم جبرئیل است که او را روح الامین گویند از این جهت حکما علم موسیقی را علم روح می نامیدند . پس هر مقامی از پیغمبری صلوات الله علیه پیدا شد جهت عرض حاجات به درگاه قاضی الحاجات به آن پرده ناله و آه به درگاه اله مینمودند
حضرت موسی علیه السلام در وادی ایمن در مقام عشاق ناله و  مناجات کردی و حضرت یوسف علیه السلام در قعر چاه و زندان به مقام عراق گریستی وحضرت یونس در بطن الحوت به آهنگ کوچک فغان کردی و حضرت داود در سر قبر اوریا برادرش جهت مغفرت و آمرزش در آهنگ حسینی مناجات می کردی حضرت ابراهیم علیه السلام در آتش نمرود در مقام حسینی و نوروز عرب ناله کردی و حضرت اسماعیل علیه السلام در مقام رهایی دعا خواندی و در وقت ذبح در عشاق ناله می کردی
حسن کاشانی در کتاب کنزالتحف آورده اند داود علیه السلام را هر وقت به حضرت عزت حاجتی بود آلتهای این صنعت ساز کردی و بر اصوات و نقمات آن تضرع نمودی
در میان اهل اسلام نیز همین ضابطه مضبوط است چه در مساجد و مزارات در تلاوت وذکر به انواع قمات مترنم می شوند تا به حدی که بعضی از حضار که قلبشان رق  باشد جامه ها بدرند و نفیر به فلک رسانند
در مجموعه رسائل اخوان الصفا در رساله مربوط به موسیقی آمده است نزد حکما و فیلسوفان موسیقی را فایده بس عظیم است و در بسیا ر حالها این را به کار داشته اند چنان که در محرابها استجابت دعا را ، از آن رو داودعلیه السلام در محراب بر بط زدی و قنای خوش بر آن راز کردی چنان که در بیمارستانها به  سحرگاهان بزدندی  تا بیماران را خواب گرفتی
و از دردها برآسودندی ویا در صومعه ها بنهادندی  وچون عامه به زیارت شوندی معتفکان آن را بزدندی تا عامه  به راه توبه در آیند.این علم و عمل بنهادندتا نفس از او اثر پذیرد وبه تن دهد.وتن را از حال خویش بگرداند و چنان که اگر کسی در این علم حاذق بود و علوم طبیعی نیک بداند به نوعی از موسیقی هر بیماری که خواهد از تن ببرد

                                        *****

مبانی فراگیری گیتار و مو سیقی

Music Tones
صداهای موسیقی
 

C
D
E
F
G
A
B
Do
Re
Mi
Fa
Sol
La
Si
دو
ر
مي
فا
سل
لا
سي

صداهای موسیقی به صورت قراردادی و بین المللی توسط کلمات و یا حروف الفبا شناخته میشوند . برای تمامی صداهای موسیقی تنها هفت نام مورد استفاده قرار میگیرد که در جدول بالا ذکر شده اند .تاریخچه و اطلاعات کامل نت های موسیقی

صداهای نامبره ، نسبت به وسعت صدادهندگی صدای انسان یا یک ساز مورد نظر در فرکانس های مختلف قابل تکرار است . به عبارت دیگر بعد از صدای هفتم ، مجددا از اول نام آنها تکرار میگردد
نیز استفاده میگردد Si ( B ) بجای H و از Do ( C ) بجای ut در ضمن از


Music Notes
نت های موسیقی
 

نت های موسیقی همانند صداهای موسیقی ، هر کدام دارای یک شکل و یک نام خاص خود میباشند ، که با شناخت آنها می توان به ارزش زمانی هر نت نسبت به نت دیگری پی برد

در تصویر بالا در قسمت نتها از بالا به پاین نت گرد ، سفید ، سیاه و چنگ و ارزش زمانی آنها سکوتهای Rest نسبت به یکدیگر قابل ملاحظه هستند و در سمت راست در قسمت سکوت ها
گرد و سفید ، سیاه و چنگ دیده میشود

توضیح اینکه نت گرد بعنوان واحد اندازه گیری ارزش زمانی نتها یا واحد موسیقی در نظر بگیریم 1/1 ، ارزش زمانی نت سفید نصف نت گرد بوده و برابر 1/2 نت گرد میباشد و نت سیاه 1/2 نت سفید و در اصل 1/4 نت گرد میباشد الی آخر

هرگاه بیش از یک نت چنگ بدنبال هم قرار گیرند میتوان آنها را توسط یک خط بیکدیگر وصل نمود و پرچمهایشان را حذف کرد
برای نوشتن نت های موسیقی ، لازم است از خطوطی به نام خطوط حامل استفاده کرد


Staff Lines
خطوط حامل
 


خطوط حامل پنج خط افقی و موازی یکدیگر میباشد که نتهای موسیقی بر رو و مابین خطوط قرار گرفته و معانی منحصر به خود را پیدا میکنند
خطوط حامل از پائین به بالا شماره گذاری میشوند و نتها بر روی آن از سمت چپ به راست نگارش و اجرا میشوند
در بالا و پائین خطوط حامل ، می توان نت های دیگری را با خطوط کمکی مشخص نمود

 
Music Key : Sol Clef
کلید موسیقی : کلید سل
 


کلید در سمت چپ خطوط حامل قرار میگیرد و جایگاه صداها و وسعت صدا دهندگی صدای انسان یا سازها را مشخص میکند
بعلت گوناگون بودن سازها و با وسعت صدادهندگیهای متفاوت از نظر ایجاد صداهای زیر و بم ، لذا کلیدهای مختلفی جهت هر یک از خانواده سازها بکار گرفته میشود که برای اجرای قطعات توسط گیتار از کلید سل استفاده میشود

میباشد که با تغییراتی گرافیکی همانند شکل بالا شده است G این کلید تغییر یافته کلمه
کلید سل از خط دوم شروع شده و نشان دهنده اینست که نتی که بر روی خط دوم قرار میگیرد صدای سل نامیده و نتهای دیگر از روی این نت بدست می آیند
در شکل زیر نتها بر حسب نت سل اسم گذاری شده است در قسمت اول نتهای روی خطوط ودر قسمت دوم نتهای مابین خطوط مشاهده میشود



 
Measure (Bar) & Measure Line (Bar Line)
میزان و خط میزان
 



هر جمله موسیقی ، از نظر زمان به قسمت های مساوی تقسیم میگردد . هر یک ازین تقسیمات را میزان و خط قائمی که آنها را از هم جدا میکند خط میزان نامیده میشود
میزان ها ارتباط مستقیمی با واحداندازه گیری ارزش زمانی دارند و حالت و چگونگی وزن و ریتم را بیان میکنند . این نظم در جمله های موسیقی را میتوان با صدای تیک ، تاک ساعت مقایسه نمود

 
Repeat Sign & End of Piece Sign
دولاخط تکرار و پایان
 

دو خط موازی یکی ضخیم و دیگری نازک و عمود بر حامل با دو نقطه در بین خطوط دوم و سوم ، سوم و چهام ، نشانگر علامت تکرار میباشد ( تصویر سمت راست ) اگر بخشی از میزانهای یک قطعه را بخواهیم دوبار تکرار کنیم ، میتوان توسط دو دولا خط تکرار این عمل را انجام داد . یکی در ابتدای میزان و دیگری در انتهای میزان مورد نظر مشخص میشود


 
Time Signature
کسر میزان
 



با نشان دادن شماره ضرب ها یا شمارش آنها ، میتوان ارزش زمانی نتها را مشخص نمود
سمبل شمارش و ارزش زمانی نتها نسبت به یکدیگر در اول هر قطعه بعد از کلید توسط یک عدد کسری مشخص میگردد که به آن کسر میزان یا علامت زمان گویند

به عنوان مثال که در تصویر 4/4 بالا آمده است صورت کسر نشان دهنده چهار شماره یا ضرب در هر میزان میباشد
و مخرج کسر نشان دهنده واحد یعنی نت گرد است
بنابرایندر هر میزان تنها از یک نت گرد یا دو نت سفید یا چهار نت سیاه و... استفاده میشود

مثال دیگر : کس میزان 6/8 را در نظر بگیرید
صورت کسر بدین معنی است که در هر میزان از 6 ضرب استفاده میشود
و مخرج کسر بدین معنی است که نت گرد 8 ضرب میباشد ، بنابراین نت سفید چهار ضرب ، نت سیاه دو ضرب و نت چنگ یک ضرب میشود



ماخذ : مبانی فراگیری گیتار از امیر جاویدان
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 0:58  توسط عارف   | 

گیتار و لوازم جانبی

انواع گیتار


Classic guitar
شناخته (Nylon string acoustic guitar) یا (Classic guitar) گیتار کلاسیک که با اسامی
شده است که از معروفترین و مرسوم ترین نوع گیتار در ایران است

ساختار گیتار کلاسیک از سه سیم نایلونی و سه سیم ابریشمی که با سیم پیچ فلزی پیچیده شده است تشکیل گردیده است. به همین دلیل طنین صدای آن نسبت به انواع دیگر نرم تر و لطیف تر بوده و به خاطر نوع سیمهای آن نوازندگی با آن و انگشت گذاری روی فرتها، نسبتاً راحت تر است. هر چند دسته (neck) گیتار کلاسیک از انواع دیگر پهن تر است و تکنیکهایی مثل باره گرفتن روی دسته آن نیاز به تمرین بیشتری دارد. دسته این ساز معمولاً (نه همیشه) دارای 12 فرت تا بدنه و 18 فرت تا سوراخ صدا است 3/4



Cutaway guitar
طنین صدای این ساز (بسته به جنس بدنه و سیم ها) مناسب برای موسیقی کلاسیک، فلامنکو و بعضاً موسیقی پاپ است. بنابر این اگر علاقمند به نوازندگی به سبک کلاسیک یا فلامنکو هستید یا تصمیم دارید برای اولین بار گیتار یاد بگیرید، این نوع گیتار برای شما مناسب تر است. جنس صدای گیتار فلامنکو خشن تر و تیز تر است در حالیکه صدای گیتار کلاسیک آرام، شفاف و لطیف تر است. تفاوت صدای این دو گیتار (با وجود ظاهر و ساختار یکسان) در جنس چوب و سیم به کار رفته است. بدنه گیتار فلامنکو معمولاً از چوب اقاقیای کانادایی (Rosewood) و رویه آنها از چوب صنوبر (Spruce) است که باعث ایجاد صدایی کاملاً خشک و منحصر به فلامنکو می شود

در نوعی از گیتارها موسوم به Cutaway بدنه دارای انحنائی در یک طرف است که به نوازنده اجازه می دهد تا از فرت های پایین برای اجرای ملودی استفاده نماید. این نوع گیتار کلاسیک در موسیقی پاپ و برخی اجراهای موسیقی جز به کار می رود و معمولاً دارای پیکاپ است




Acoustic guitar
گیتار آکوستیک (Acoustic guitar) ظاهر این ساز شبیه به گیتار کلاسیک است. سیمهای این گیتار فلزی است و کاسه صدای آن بزرگتر می باشد. به همین دلیل صدای گیتار آکوستیک دارای یک زنگ خاص است و به دلیل همین طنین زنگدار بیشتر در آهنگهای بلوز، کانتری، فولک و راک به کار می رود (و شاید به همین دلیل این نوع گیتار در ایران طرفداران چندانی ندارد). اما اگر از طرفداران موسیقی بلوز، کانتری یا فولک هستید بهتر است این نوع گیتار را انتخاب کنید

دسته گیتار آکوستیک نسبت به گیتار کلاسیک باریکتر است و سیمها به یکدیگر نزدیک ترند. لذا تکنیکهایی مثل باره گرفتن روی این ساز راحت تر است و حتی بعضاً تکنیکهایی روی این ساز قابل اجرا است که با گیتار کلاسیک امکان پذیر نیستند. مثلاً بعضی از نوازندگان آکوستیک، از انگشت شست دست چپ خود برای گرفتن سیمهای بالاتر استفاده می کنند. البته اجرای صحیح و شفاف نتها با این ساز قدرت بیشتری لازم دارد. چرا که سیمهای این ساز فلزی هستند و حتی در سازهای با اکشن پایین، نسبتاً به نیروی بیشتری برای نواختن نت یا بند کردن (Bending) احتیاج دارند

جنس این نوع ساز، در انواع مرغوب از جنس Rosewood یا چوب افرا Maple است و دسته آن معمولاً دارای 14 فرت تا لبه بدنه و 20 فرت تا سوراخ صدا است. انواع پیکاپ دار این ساز نیز در بازار وجود دارد




12 String Acoustic guitar
گیتار آکوستیک 12 سیم (12 String Acoustic guitar) این نوع گیتار کاملاً شبیه به گیتار آکوستیک است. با این تفاوت که دارای 12 سیم بوده، اما هر 2 سیم دارای یک کوک می باشند و با هم نواخته می شوند، لذا حجم صدای تولید شده آن بالاتر از آکوستیک است و به همین دلیل مناسب اجرای ریتم در موسیقی هستند و از آنها برای نواختن سولو استفاده نمی کنند. نواختن این نوع گیتار نیاز به قدرت زیاد و تمرین فراوان دارد
بهتر است هرگز این ساز را به عنوان ساز اول خود انتخاب نکنید





Ovation Guitar
گیتار آوِیشن (Ovation Guitar) گیتار آوِیشن نسل جدیدی از گیتارآکوستیک است که کاسه صدای آن از جنس PVC می باشد و اولین بار در دهه 50 مدلهای نخست آن تولید شدند. گیتار آویشن دارای یک پیکاپ "پیزو" است (لینک به مطلب پیکاپها) و صدایی بین گیتار الکتریک و آکوستیک تولید می کند. اما صدای بدون پیکاپ آنها مشابه گیتار آکوستیک است. برخی از انواع آویشن ها به دلیل تغییراتی که در سوراخ صدای آنها ایجاد شده است، دارای ظاهر بسیار زیبا و منحصر به فردی هستند

این ساز بیشتر مناسب نوازندگان آکوستیکی است که در کنسرتهایشان با مشکل فیدبک (Feed Back) در صداهای بالای آمپلی فایر دست و پنجه نرم می کنند




Dobro Resonator Guitar
دوبرو یا گیتار رزوناتور (Dobro- Resonator Guitar) در اواخر دهه 20 میلادی که گیتار به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی بلوز مطرح شده بود، طیف جدیدی از درخواستها از سازندگان گیتار در آمریکا، مبنی بر ساخت نوعی از گیتار که صدای بلندتر و پر طنین تری داشته باشد و برای ضبط در استودیو های ابتدایی آن زمان مناسب باشد، آغاز شد

برای اولین بار در سال 1920 گیتارهایی با بدنه آلومینیوم، با طراحی خاص سوراخهای صدا، ساخته و عرضه گردید که مورد توجه نوازندگان بلوز قرار گرفت. این گیتارها به "دوبرو" موسوم هستند و صدایی به اصطلاح "تودماغی" دارند. این ساز معمولاً با اسلاید (یک لوله فلزی یا شیشه ای که در یکی از انگشتان دست چپ نوازنده قرار می گیرد و نوازنده آن را روی سیم می لغزاند) نواخته می شود. این نوع گیتار تنها در برخی قطعات بلوز (به خصوص سبک دلتا بلوز) و بلوگرس (Blue grass) به کار می رود و در ایران بسیار بسیار به ندرت یافت می شوند

 

گیتارهای الکتریک
در گیتارهای الکتریک، یک یا چند "پیکاپ" ارتعاش سیمها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند و صوت حاصل توسط یک آمپلی فایر تقویت می شود


فرکانس صوتی تولید شده توسط پیکاپ ها قابل تغییر و فیلتر شدن است. لذا با استفاده از افکت ها (مثل distortion یا fuzz یا overdrive یا پدال wah-wah) صدای خروجی از گیتار الکتریک قابل اصلاح به سلیقه نوازنده است. Distortion یا Overdrive باعث ایجاد صداهای خشن تر و به اصطلاح دندانه دار می شوند در حالی که بعضی افکت ها صدای شفاف یا Clean ‌دارند.

گیتارهای الکتریک انواع مختلفی دارند، اما میتوان آنها را به دو نوع کلّی تقسیم کرد:



Guitar Hollow Body
Guitar Hollowed Body : این دسته از گیتار ها دارای بدنه تو خالی هستند و اصولا به عنوان نسل اولیه گیتارهای الکتریک به حساب می آیند. کاسه صدای این سازها معمولاً دارای دو سوراخ f‌ شکل (مثل ویولون) هستند. بهترین و معروفترین مدل های این نوع گیتار Epiphone و Gibson مدل ES هستند. این دسته از گیتارهای الکتریک در قدیم، در انواع موسیقی بکار می رفته اند، اما امروزه از این ساز، بیشتر در موسیقی جز و بلوز استفاده می شود.


Solid Body Guitar : این دسته از گیتارها دارای بدنه تو پر هستند و در اصل کاسه تولید صدای آکوستیک ندارند. شناخته شده ترین و معروفترین انواع این گیتارها- از نظر ظاهر- به صورت زیر طبقه بندی می شوند:



Stratocaster


Stratocaster : این نوع گیتار الکتریک برای اولین بار در دهه 50 میلادی توسط "لئو فندر" ساخته شد. گیتارهای مدل استراتوکستر، معمولترین نوع گیتار الکتریک هستند و به دلیل ویژگیهای خاص خود در تمامی سبکهای موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و حتی متال، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین و شناخته شده ترین سازنده این نوع گیتار، فندر است و انواع این ساز را با امضاء بزرگترین نوازندگان استراتوکستر ( از Eric Clapton، Stevie Ray Vaughan و Mark Knopfler گرفته تا Jeff Beck و Yngwie Malmsteen) عرضه می نماید.

برای اولین بار Whammy Bar (دسته ای برای شل و سفت کردن پیچ سیمها یا در حین نوازندگی برای ویبراتو) روی خرک این نوع گیتار ها نصب شد. استراتوکستر ها دارای قابلیت نوازندگی فوق العاده ای هستند و نسبت به مدلهای دیگر، بسیار سبکترند و همه این عوامل باعث محبوبیت استراتوکستر ها است. بدنه این ساز از چوب توسکا (Alder) یا چوب درخت زبان گنجشک (Ash) و دسته از جنس اقاقیا یا Rosewood (دسته های تیره) یا افرا Maple (دسته های روشن) است و دارای سه پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان استراتوکستر عبارتند از: جیمی هندریکس، اریک کلپتون، جف بک، مارک نافلر، دیوید گیلمور، ریچی بلکمور(نوازنده گروه Deep Purple وRainbow)، ینگوی مالمستین، بادی گای و ...




Telecaster
Telecaster : این نوع گیتار الکتریک قدیمی ترین نوع از دسته گیتارهای Solid body است و اولین بار توسط فندر ساخته شد. تله کستر بسیار ساده است و قابلیت های این ساز نسبت به Stratocaster ها محدودتر است، اما صدای منحصر به فرد تله کستر ها همچنان طرفداران زیادی دارد. صدای تله کستر مقطع، شفاف و زنگ مانند است و به همین دلیل بیشتر نوازندگان کانتری و راک اند رول از آن استفاده می کنند. بدنه این ساز معمولاً از چوب توسکا (Alder) یا چوب زبان گنجشک (Ash) و دسته آن از چوب افرا (maple) است و دارای دو پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان این ساز "پیت تاونزند" (یکی از بزرگترین گیتاریستهای حال حاضر از گروه افسانه ای The Who)، کیت ریچاردز (گیتاریست Rolling Stones)، آلبرت کالینز (یکی از متفاوت ترین نوازندگان بلوز که سبک او به ice blues معروف است و به او The ice man: master of telecaster می گفتند) و روی بوكانن هستند.




Gibson Les Pauel
Gibson Les Pauel : گیتار مدل لس پاول گیبسون یکی از مرسوم ترین گیتار های الکتریک است. این مدل گیتار در آهنگهای بلوز، راک و هارد راک استفاده می شود. مزیت این سازها بکار گیری پیکاپ های هوم باکر (Humbucker) در آنها است که باعث از بین رفتن نویز در خروجی صدای آنها می شود و در نتیجه صدای گیبسون لس پاول به نسبت، کمی تودماغی و گرمتر است.

دسته یا neck این ساز نسبت به مدلهای دیگر کمی پهن تر است و کلاً گیتار گیبسون لس پاول، نسبت به انواع دیگر بسیار سنگین تر می باشد. بدنه انواع مرغوب این ساز از چوب ماهون (mahogany) و دسته آن از چوب ماهون یا افرا (maple) بوده و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این ساز گیتاریست گروه لد زپلین جیمی پیج (Jimi Page) ، اسلش، پیتر گرین (گیتاریست Fleetwood mac)، گری مور و زک وایلد (گیتاریست Ozzy Osbourn) و The Edge (گیتاریست U2) هستند.




Flying V
Flying V : این نوع گیتارهای الکتریک، جزء گیتارهای با طراحی مدرن محسوب می شوند و دارای شکلی شبیه به حرف V هستند. از این ساز بیشتر در موسیقی هارد راک و متال استفاده می شود، هرچند آلبرت کینگ در دهه 70 از این ساز در موسیقی بلوز استفاده می کرده است. بدنه این ساز از چوب ماهون (mahogany) یا Korina ‌است و دسته عمدتاً از اقاقیا (Rosewood) یا آبنوس (ebony) می باشد و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این گیتار رادلف شنکر (گیتاریست scorpions)، رندی رودز (گیتاریست سابق Ozzy Osbourn)، جیمز هتزفیلد و کرک همت (از گروه metallica) و لنی کراویتز هستند.



Explorer
Explorer : این نوع گیتار نیز مثل مدل Flying V جزء گیتارهای با طراحی مدرن به حساب می آیند. هرچند در ابتدای تولید این ساز، استقبال چندانی از آنها نشد، اما بعدها این گیتار در موسیقی هارد راک و متال مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات ساختاری Explorer ها نیز مشابه Flying V است. از نوازندگان بزرگ این ساز می توان به مارتی فریدمن (گیتاریست Megadeath)، آلن کالینز (از گروه Lynyrd Skynyrd) ، جیمز هتزفیلد، ماتیاس جابز (گیتاریست scorpions) و جانی وینتر (Johnny Winter) اشاره کرد

 

تاریخچه پیدایش گیتار

بربط ساز ايراني كه از قديميترين اعصار نواختن آن در ايران رواج داشته است سر منشا؛ گيتار است . هنري جرج ماير مستشرق و موسيقي شناس معروف انگليسي ميگويد

باربي توس همان عود قديم ايران ، يعني بربط ميباشد و آنرا به اين سبب بربط نام نهادند كه كاسه اش به شكل سينه (بر ) مرغابي ( بط ) است . پس از تصرف ايران در قرن اول هجري بدست اعراب و نشر دين اسلام و نفوذ آن به گوشه و كنار جهان ، تاثيري كه ايران در آلات موسيقي داشت در همه جا راه يافت . اعراب كه ايران را مسخر كرده بودندخود تحت سلطه و نفوذ علم و ادب و هنر ايرانيان قرار گرفتند . در قسمت آلات موسيقي اين نفوذ حتي پيش از ظهور اسلام يعني هنگاميكه ايران بر عراق عرب فرمانروائي داشت شروع شد . در اين عصر است كه چنگ كه آنرا در بين النهرين جنگ مي گفتند و همچنين تنبور و بربط در آن كشور راه يافت . اعراب عود يا بربط را العود نام نهادند

در قرن 11 ميلادي بواسطه تصرف اعراب بر خاك اسپانيا بار ديگر العود به اروپاي جنوبي برده شد . عود شايد مهمترين ساز موسيقي است كه شرق به غرب داده است . العود كه در زبان انگليسي با حفظ حرف تعريف اول كلمه لوت خوانده شد انواع بسياري از آن مشتق گرديد

خانم اينگريد ذهبي در مقاله اي تحت عنوان پيدايش گيتار مينويسد : در سال 1492 هنگاميكه اعراب و يهوديها مجبور به ترك خاك اسپانيا شدند ، نواختن گيتار يا عود در اسپانيا و مخصوصاً در جنوب اين كشور چنان رواج يافت كه مردم آنرا به چشم ساز محلي خود مينگريستند . البته در اندازه گيتار تغييراتي داده شد ، آنرا كمي كوچكتر كردند و روي آن تزئيناتي نيز نقش كردند و آنگاه آنرا ويولا نام نهادند

از ماخذ ديگري كه براي گيتار آورده شده موريس جي سامرفيلد در كتاب گيتار كلاسيك از 1800 تا امروز چهار تار ايراني را منشا؛ اصلي گيتارذكر كرده اند و همچنين هنري جرج فاير در مقاله اي ميگويد : شيخ حيدركه در سال 898 هجري وفات يافته و يكي از مؤسسين سلسله صفوي است چهارتار را اختراع نمود

همچنيندر دائرةالمعارف آمريكا چاپ 5 - 1974 آورده شده : گيتار سازي است كه در قرن 12 ميلادي توسط اعراب از ايران به اسپانيا آورده شد ه است و مراجع گوناگون ديگري كه همه حاكي از اين است كه گيتار سازي است با اصالت و ريشه ايراني اما داشتن اين نكات تاريخي گذشته از اينكه به ما ديد ، هويت و تفكر سالم خواهد داد ، اين واقعيت را نيز گوشزد ميكند كه چگونه ما قرن هاست كه هويت اصلي خود را فراموش كرده ايم و هيچ قدمي در راه تكامل و اعتلاي اين ساز بر نداشته ايم و البته اين ضعف را بخوبي ميتوانيم در زمينه هاي ديگر نيز مشاهده كنيم

در نهايت سربلندي و افتخار براي ملت و كساني است كه چرخ تمدن و فرهنگ بشري را با عزم راسخ و تلاش بزرگ خود پيش برده اند از آنجمله آنان كه در راه تكامل و اعتلاي اين ساز كوشيده اند ، تاريخ و جامعه بشري از اسپانيا و مردان بزرگي همچونس آگوادو ، شر ، تارگا ، گوويا و ... سپاسگذار خواهد بود . اينان از جمله كساني هستند كه تمام زندگي خود را پارسايانه صرف اعتلاي اين ساز كرده اند

 

تاليف : سوسن شاكرين

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 0:44  توسط عارف   | 

ساز شناسی

تار

ساز تار را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-زخمه ای ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

شکل ظاهری - قسمت کاسه (شکم) خود به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسیم شده که قسمت کوچکتر را "نقاره" می گویند
روی کاسه و نقاره تار پوست کشیده شده و خرک تار بر پوست کاسه تکیه کرده است . قسمت نقاره در انتهای بالائی به دسته (گردن) متصل شده است
دسته تار بلند ( 45 تا 50 سانتی متر ) است و بر کناره های سطح جلویی آن دو روکش استخوانی چسبانده اند . دور دسته دستان ها (پرده هایی عمود بر طول آن با فواصل معین) بسته شده، قطر هر دستان در اصوات اصلی دستگاههای موسیقی ایرانی ، کمی بیش از اصوات گذرا و کم اهمیت تر این موسیقی است . تعداد دستان ها امروزه 28 است ...ساز قدیمی با تعداد 25 دستان (بدون سه دستان ، یکی دستان اول و دوتای دیگر در فواصل وسط) نواخته می شده است
جعبه گوشی (سر) در انتهای بالایی دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشی بر سطوح جانبی جعبه کار گذاشته شده است

تعداد سیم های تار شش است که از انتهای تحتانی کاسه شروع شده ، از روی خرک عبور میکند و در تمام طول دسته کشیده شده ، تا بالاخره به جعبه گوشی ها داخل و در آنجا به دور گوشی ها کشیده می شوند . سیم های شش گانه عبارتند از دو سیم سفید (پائین) که همصدا کوک میشوند ، دو سیم زرد (همصدا) ،یک سیم سفید نازک (بنام زیر) و بالاخره یک سیم زرد (بم) ، که دوتای آخری غالبا به فاصله اکتاو کوک میشوند
فاصله سیم های هم صوت سفید ، نسبت به سیم های زرد غالبا "چهارم" و سیم های سفید نسبت به سیم بم معمولا فاصله اکتاو یا هفتم را تشکیل میدهند (به این ترتیب اگر سیم های همصدای سفید را "دو" کوک کنیم ، سیم های زرد باید غالبا "سل" و سیم بم "دو" یا "ر" کوک شوند



بدیهی است کوک تار ، یعنی تنظیم فواصل سیم ها به یکدیگر ، ممکن است در دستگاهها و آوازهای مختلف تغییر کند
تار سازی است که نقش تکنوازی یا همنوازی ، هر دو را میتواند بر عهده بگیرد
وسعت صدای تار عبارتست از


تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی سه سانتی متر نواخته میشود . در قسمتی از نصف طول مضراب ، برای آنکه در دست های نوازنده راحت قرار گیرد ، با موم پوشیده شده است
تار سازی شهری است ...

                                         *****                                

دو تار

ساز دو تار در مجموعه سازهای مضرابی (زهی- زخمه ای) سازهای ایرانی بررسی می کنیم


دارای شکمی گلابی شکل و دسته ای نسبتا دراز است. تعداد17 تا 20 دستان بر دسته آن
بسته می شود، برخی از دو تارهای محلی در نواحی مختلف جنوب فاقد دستان است

سطح روی شکم چوبی است . تعداد سیم های آن، چنانکه از نام ساز بر می آید، 2 تا است به فاصله های مختلف کوک، می شوند، طول دسته حدود 60 و مجموعا تمام ساز حدود یک متر است


وسعت صدای ساز از نت "دو"تا "سل" است، با تمام فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی

دو تار غالبا با انگشت یعنی بدون مضراب- نواخته می شود
این ساز جنبه ای بیشتر محلی دارد و در نواحی جنوب کشور ما بسیار متداول است

                            *****

سه تار

ساز سه تار را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-زخمه ای ) سازهای ایرانی بررسی
میکنیم
شکل ظاهری آن مانند تار، است با این تفاوت که شکم آن یک قسمتی، گلابی شکل و کوچک تر است ،سطح رویی کاسه سه تار نیز چوبی است ، سه تار امروزی چهار سیم دارد. خرک سه تار کوتاهتر از خرک تار بوده، و دسته آن نیز از دسته تار نازکتر است، سه تار فاقد "جعبه گوشی" است و گوشی های چهارگانه آن، دو عدد در سطح جلویی انتهای دسته (سرساز) و دو تای دیگر در سطح جانبی چپ (در هنگام نواختن در سطح بالایی) کار گذاشته شده اند

عداد دستان های سه تار در زمان حاضر ، مانند تار 28 است
سیم های سه تار به ترتیب کوک می شوند

وسعت ساز ، ایضا مانند تار به قرار زیر است


سه تار با ناخن انگشت اشاره (و گاه توام با ناخن انگشت وسطای) دست راست نواخته می شود به عبارت دیگر "مضراب" سه تار در واقع ناخن انگشتان نوازنده است، و به همین دلیل و به علل اکوستیکی دیگرصدای، این ساز ضعیف بوده، برای تکنوازی در جلوی جمعیت، یا همنوازی در ارکستر مناسب نیست
چنین به نظر می رسد که سه تار در قدیم، سازی محلی بوده و در آن زمان سه سیم داشته است (کلمه "سه تار" دلالت بر همین نکته می کند)، ولی بعدها شهری شده وسیمی بر آن افزوده اند
                                                                   

                                       *****

عود

ساز عود را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-زخمه ای ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل ، و دسته آن بسیار کوتاه است، به طوری که قسمت اعظم طول سیم ها در امتداد شکم قرار گرفته است . سطح رویه شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره هائی مشبک ایجاد شده است . عود فاقد "دستان" و خرک ساز کوتاه و تا اندازه ای کشیده است . عود دارای ده سیم یا پنج سیم جفتی است . سیم های جفت با هم همصدا کوک می شوند، و بدیهی است که هر یک از سیم های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد، گوشی ها د دو طرف جعبه گوشی (سرساز) قرار گرفته اند
عود بم ترین ساز بین سازهای زهی است، نت نویسی آن با کلید سل است که صدای آن عملا یک "اکتاو" بم تر از نت نوشته شده حاصل می شود
کوک سیم های عود بدین قرار است

سیم بم (سل پائین) معمولا نقش "واخوان" دارد و گاه این سیم جفت نیست
وسعت ساز از این قرار است


مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس) تهیه شده است و گاه نیز نوازنده، با مضراب دیگری ساز را می نوازد
صدای عود کمی خفه، نرم و غم انگیز ولی نسبتا قوی است این ساز نقش تکنواز و همنواز، هر دو را به خوبی می تواند ایفا کند
عود چنان که گفته شده، از اخلاف سازی قدیمی به نام "بربط" است ، از سوی دیگر، ممکن است با نام عربی خود (العود) به اروپا راه یافته و در آنجا نام "لوت" گرفته باشد
(شباهت کلمه "العود در تلفظ عربی ، یعنی تخفیف همزه اول - تقریبا لعود" و تشدید "د" آخر
می توان احساس کرد"laud"به صورت "ت" را با نام اسپانیائی این ساز ، یعنی
عود ،سازی شهری است

                                *****

سنتور

سازسنتور ار را در زیر مجموعه سازهای مضرابی2 (زهی -کوبی ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم
ساز از جعبه ای ذوذنقه ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارتند از
بلندترین ضلع ، نزدیک به نوازنده ، کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده ، و دو ضلع جانبی با طول برابر ، دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می کند . ارتفاع سطوح جانبی 8 تا 10 سانتیمتر است
جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است . بر روی سطح فوقانی دو ردیف خرک چوبی قرار دارد ، ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد ( فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را " پشت خرک " می نامند ) . از روی هر خرک چهار رشته سیم همکوک عبور می کند ، ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می شود . گوشی ها در سطح جانبی راست کار گذاشته شده اند . سیم های سنتور به دو دسته " سفید " ( زیر ) و " زرد " ( بم ) تقسیم می شوند . دسته سیم های سفید بر روی خرک های ردیف چپ ، و سیم های زرد بر روی خرک های ردیف راست به تناوب قرار گرفته اند طول قسمت جلوی خرک در سیم های سفید ، دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می توان در پشت خرک نیز از سیم های سفید استفاده کرد ( صدای آن به نسبت عکس طول ، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است )
همچنین هر سیم زرد یک اکتاو بم تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می دهد . اصوات سنتور در قسمت های سه گانه ساز ( سیم های زرد ،سیم های سفید و قسمت پشت خرک به این ترتیب است


"پیشترها سیم اول سنتور را "دو" فرض میکردند ولی ابوالحسن صبا با مطالعه دقیقتری ، این سیم را "می" نام گذارد . پیشنهاد او مورد قبول اساتید فن قرار گرفت و اکنون به همین ترتیب نامگذاری میشود"

به طوری که در مثال بالا دیده می شود ، وسعت صدای سنتور 9 خرک ، کمی بیشتر از سه اکتاو است ، اما این ساز فاقد تمام فواصل کروماتیک مخصوص ایرانی است و نوازنده مجبور است در اجرای دستگاه دیگر ، کوک ساز را تغییر دهد ( یا در پاره ای موارد ، محل خرک ها را جلو و عقب ببرد - که این عمل به نوبه خود نسبت طولی قسمت پشت و جلوی خرک را در سیم های سفید به هم می زند ، در نتیجه این دو قسمت نسبت به هم فاصله اکتاو را از دست می دهند ) . سنتور اساسا سازی است که قابلیت تکنوازی و همنوازی هر دو را دارا می باشد
سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم
به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تامین اصوات بم ، حدود بیست ساله اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شده است : سنتور کروماتیکبا همان سنتور معمولی ، ولی با خرک ها ، ( و اصوات کروماتیک )بیشتر به وسعت زیر
( 30 خرک = 23 خرک بزرگ و 7 خرک کوچک ) ساخته شده است

سنتور کروماتیک و کروماتیک بم به پیشنهاد حسین دهلوی ، که آن زمان ریاست هنرستان عالی موسیقی ملی را بعهده داشت ، ساخته شده است

توضیح - دو صوت شماره های 2، 5، 21 و 23 یک خرک بیشتر ندارند و انتخاب یکی از دو را با کوک ساز تعیین می کنند
میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم تر از سنتور کروماتیک و وسعت آن ، سه اکتاو و نیم ، به ترتیب زیر است

توضیح - نت های دو گانه شماره های 5 ، 6 و 27 یک خرک بیشتر ندارند و انتخاب یکی از دو صوت ، با کوک ، ممکن است
در دو نوع ستور کروماتیک ، هر صوت توسط سه رشته سیم همکوک حاصل می شود ، به عبارت دیگر ر.ی هر خرک سه سیم تکیه کرده است
از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم ، در حال حاضر تنها استفاده های همنوازی ( اجرا در ارکستر ) می شود

سنتور

سنتور کروماتیک

سنتور کروماتیک بم

                    *****

قانون

ساز قانون را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-زخمه ای ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

این ساز به شکل ذوذنقه قائم الزاویه است . بلندترین ضلع ( کمی بیشتر از یکمتر ) ، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین آن ، موازی با ضلع قبلی ، دور از او قرار می گیرد . ضلع سمت راست ( به طول تقریبی 40 سانتیمتر ) قائم به هر دو ضلع موازی پیشگفته است و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به طور مورب قطع می کند . سمت راست ساز حفره ای به شکل مربع مستطیل به ابعاد تقریبی 40 × 15 سانتیمتر قرار گرفته و روی آن را پوستی یک یا چند تکه ای کشیده اند و خرکی نسبتا کم ارتفاع ولی دراز ، با چند پایه در نقاط برابر طی پوست ، روی آن تکیه کرده است

تعداد اصوات قانون 26 است و هر صوت توسط سه سیم همکوک حاصل می شود . سیم ها در کنار راست ساز تثبیت شده ، پس از عبور از روی خرک و طی طول ساز . هر سه سیم از میان دستگاه مخصوصی که جهت کوک موقت ، ( یا از زیر و بم کردن صوت سیم ها تا حد یک پرده و نیم ) ، تعبیه شده ، عبور می کند و هر سیم به گوشی مخصوص کوک اصلی می رسد ،به کمک دستگاه مخصوص کوک موقت ، تغییر کوک بسیار سریع و راحت انجام می گیرد ، می توان تمام صداهای کروماتیک مخصوص موسیقی شرق ( و موسیقی ایرانی 9 را از ساز حاصل کرد
نت نویسی قانون ، امروزه معمولا بر روی دو حامل ( پائینی با کلید " فا " برای دست چپ و بالائی با کلید " سل " برای دست راست ) عمل می شود و وسعت صدای قانون از این قرار است


مضراب ساز عبارتست از " انگشتانه " ای که به انگشتان اشاره هر دو دست می کنند. تیغه ای از جنس شاخ ، مانند ناخن به انگشتانه ها الصاق شده که نوازنده قانون به وسیله آن به سیم های ساز زخمه می زند

                    *****

رباب

ساز رباب ار را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-زخمه ای ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

شکل ظاهری- رباب مجموعا از چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده است
شکم در واقع جعبه ای به شکل خربزه است که بر سطح جلویی آن، پوست کشیده شده و خرکی کوتاه روی پوست قرار گرفته است . سینه نیز جعبه ای مثلث شکل است که سطح جلویی آن، تا اندازه ای گرده ماهی و از جنس چوب است . در سطح جانبی سینه (سطحی که هنگام نواختن در بالا قرار می گیرد)،هفت گوشی تبعیه شده که سیم های تقویت کننده صدای ساز به دور آنها پیچیده می شوند. بر سطح جانبی دیگر (سطح پائینی )، پنجره ای دایره ای شکل ساخته شده است . دسته ساز نسبتا کوتاه است و بر روی آن، حدود ده "دستان" بسته می شود و بالاخره در سر ساز، مانند، تار جعبه گوشی ها قرار گرفته و در سطوح بالائی و پائینی این جعبه هر یک سه گوشی تعبیه شده است، سطح جانبی جعبه گوشی ها کمی به طرف عقب ادامه یافته است

تعداد سیم های رباب شش یا سه سیم جفتی است که سیم های جفت با یکدیگر همصوت کوک می شوند

سیم های رباب در قدیم از روده ساخته می شده در حالیکه امروز آنها را از نخ نایلون می سازند و سیم بم روی نایلون روکشی فلزی دارد

کوک سیم های رباب از این قرار است

وسعت ساز به ترتیب زیر است

مضراب رباب امروزی مانند مضراب عود از پر مرغ ساخته شده است
رباب اساسا محلی و بیشتر در نواحی خاسان و مرز افغانستان معمول است

رباب سوپرانو - سازی است با مقیاس کوچک تر از رباب معمولی، که به پیشنهاد حسین دهلوی رئیس وقت هنرستان موسیقی ملی و به اهتمام کارگاه سازسازی وزارت فرهنگ و هنر ساخته شد و آن را "رباب سوپرانو" نام گذاردند و رباب معمولی تنها در هنرستان های موسیقی ملی و در موارد همنوازی در ارکستر، در مقابل رباب ساخته شده سوپرانو، نام "رباب آلتو" به خود گرفت


رباب تاجیکستان -یکی دو دهه پیش عدهای از نوازندگان تاجیک به ایران آمدند و در تهران کنسرتی دادند . ضمنا در برنامه معارفه هنرمندان ایرانی و تاجیک یک عدد رباب خود را به هنرستان هدیه کردند . دسته این ساز حدود 15 سانتی متر بلند تر از رباب ایرانی است و در عوض قسمت سینه و شکم آن را به ترتیب 10 و 5 سانتیمتر کوتاه تر کرده اند . براثر بلند شدن دست ، به تعداد "دستان " ها اضافه شده است

                                      *****

تنبور

ساز تنبور ار را در مجموعه سازهای مضرابی (زهی- زخمه ای) سازهای ایرانی بررسی می کنیم
دارای شکمی گلابی و دسته ای دراز است که بر روی آن از 10 تا 15 پرده بسته می شود رویه جلویی شکم چوبی است دسته این ساز، مانند سه تار به سر ساز متصل است و سر در حقیقت، ادامه دسته است که بر روی سطوح جلویی و جانبی آن، هریک دو گوشی کار گذارده شده که سیم ها به دور آن پیچیده می شوند
سیم های تنبور چهار عدد و معمولا به فاصله های مختلف کوک می شده است سیم های سوم و چهارم دو نوع کوک می شده از این قرار

 

وسعت ساز به قرار زیر است (که البته فاقد تمام فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی است)این ساز معمولا بدون مضراب، و با انگشت، نواخته می شود





چنانکه در تاریخ موسیقی ایرانی نوشته شده در قدیم سازی به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفی ذکر کرده اند مثلا گفته شده که فارابی تئوری دان مشهور موسیقی ایران، تنبور بغدادی و تنبور خراسان را دستان بندی کرده است
این ساز،از دسته سازهای شهری است

                     *****

کمانچه

ساز کمانچه را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-آرشه ای ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

این ساز علاوه بر شکم ، دسته و سر ، در انتحای تحتانی ساز پایه ای نیز دارد که روی زمین یا زانوی نوازنده قرار می گیرد . شکم ساز کروی و مجوف است که مقطع نسبتا کوچکی از آن در جلو به دهانه ای اختصاص یافته و روی دهانه پوست کشیده شده و بر روی پوست ، خرکی ، تقریبا شبیه به خرک تارو نه کاملا عمود بر سیم ها قرار گرفته است . دسته ساز ، در واقع لوله ای تو پر ، و به طور نامحسوس به شکل مخروط وارونه خراطی شده است . انتهای بالائی این لوله مجوف شده و در طرف جلو شکاف دارد که نقش جعبه گوشی ها را می یابد ، دسته فاقد " دستان " است

سر ساز متشکل است از جعبه گوشی ها که در دو طرف آن هر یک دو گوشی کار گذارده شده و یک " قبه " که در بالای جعبه قرار گرفته است . سر در واقع ادامه خراطی شده دسته است . طول ساز از ته پایه سر قبه حدود 80 سانتیمتر است

کمانچه امروزی دارای چهار سیم است و کوک ( یا نسبت فاصلع سیم ها به یکدیگر ) در دستگاههای مختلف موسیقی ایران تفاوت می کند . معمول ترین کوک اینست که سیم های اول و دوم نسبت به هم فاصله " چهارم " ( یا " پنجم " ) داشته ، سیم سوم یک اکتاو بم تر از سیم اول ، و سیم چهارم یک اکتاو بم تر از سیم دوم باشد

طرز نواختن - نوازنده ساز در حالت نشسته پایه کمانچه را روی زمین یا روی زانو قرار می دهد ، در صورتی که پایه ساز نوک تیز باشد ، آن را روی زمین می گذارند ، در این صورت نوازنده روی زمین می نشیند ، و اگر پایه به شکلی باشد که در عکس نشان داده شده . نوازنده روی صندلی نیز می تواند بنشیند و پایه ساز را روی ران ، نزدیک زانو قرار می دهد . در هر دو حالت ، ساز در موقع اجرا کمی حول محور خود می چرخد و همین عمل تماس آرشه را با سیم ها آسانتر می سازد . نوازنده ساز را به طور قائم به دست چپ می گیرد و انگشتان همان دست را روی سیم ها در طول دسته می لغزاند و آرشه را به دست راست گرفته به سیم ها تماس می دهد
وسعت صدای کمانچه به ترتیب زیر است

این ساز نقش تکنواز و همنواز ، را یه خوبی می تواند اجرا کند . آرشه - موی آن محکم و کشیده نیست و نوازنده انگشتان دست راست خود را زیر موها انداخته و آن را می کشد تا عمل آرشه کشی میسر گردد
کمانچه ، سازی ملی ( و شهری ) است

                                    *****

قیچک

ساز قیچک ار را در زیر مجموعه سازهای مضرابی ( زهی-آرشه ای ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

شکم سلز از دو قسمت مجزا از یکدیگر تشکیل یافته ، قسمت تحتانی کوچکتر و به شکل نیم کره است که بر سطح مقطع جلو پوست کشیده شده و روی پوست خرک ساز قرار دارد : قسمت بائی بزرگتر ، مانند چتری روی قسمت تحتانی قرار گرفته و هر دو قسمت توسط سطحی منحنی از عقب به هم اتصال یافته اند و در نتیجه در جلو یا بین دو قسمت حفره ای تشکیل شده است . سطح جلوئی قسمت بالا ، جز در ناحیه وسط که زیر گردن ساز قرار گرفته به دو صورت دو شکاف پهن باز است

دسته ساز تقریبا در نصف طول خود روی شکم قرار گرفته و نیمه دیگر در بالا به جعبه گوشی ها متصل است و دسته فاقد " دستان " است
سر متشکل است از جعبه کوچک ( محل قرار گرفتن چهار گوشی ، هر دو گوشی در یک طرف آن ، ) و یک زائده منحنی شکل برای آویختن ساز ککه کمی به عقب برگشته و جهتی افقی یافته است

قیچک اساسا جزو دسته سازهای محلی بوده که در سالهای اخیر در حمایت وزارت فرهنگ و هنر به شهر آورده شده و نه تنها ساختمان و کوک آن را تکمیل و تنظیم کرده اند ، بلکه آن را به سه اندازه مختلف ، قیچک سوپرانو ( به طول 5/56 سانتیمتر ) ، قیچک آلتو ( 63) سانتیمتر ، و قیچک باس به همان نسبت بزرگتر ساخته اند
تمام انواع بالا چهار سیمه است و کوک سیم ها به ترتیب مشروحه در استاندارد شده اند

طول سیم مرتعش در قیچک سوپرانو = 5/ 33 ، در قیچک آلتو = 5/37 و قیچک باس 70 سانتیمتر است

وسعت هر یک از انواع حدود سه اکتاو است . قیچک سوپرانو سازی است که قابلیت تکنوازی و همنوازی هر دو را حائز است ولی دو نوع بعدی ( التو و باس ) بیشتر به منظور همنوازی در ارکستر به کار می رود . آرشه قیچک ، پس از استاندارد شدن ساز ، عینا همان آرشه ویولن است

قیچک از انواع سازهای محلی است که در سالهای اخیر به شهر آمده و مورد استفاده قرار گرفته است و بیشتر در نواحی جنوب شرقی ایران معمول است و در آن نواحی حتی ، طبق عقیده و سنت اهالی ، برای معالجه امراض به کار می رود . در سطح فوقانی شکم و پشت دسته سوراخ و حلقه ای است که دو تسمه بر آن الصاق می شود : یکی از تسمه ها را به کتف چپ و دیگری را به کمر می بندند و ساز در موقع نواختن تقریبا آزاد و آویزان می شود . اما نوازندگان شهری تمایل به ستفاده از این تمهید ندارند
کوک قیچک محلی ثابت نیست ولی قدر مسلم این که سیم ها تقریبا هیچ وقت نسبت به یکدیگر فاصله پنجم نداشته اند
آرشه - در اصل ( نوع محلی آن ) شبیه به آرشه کمانچه است و امروزه در شهر از آرشه ویولن و ویولنسل در نواختن نوع شهری آن استفاده می شود

                             *****

بادی(نی)

ساز نی را در زیر مجموعه سازهای (بادی ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

سازی است متشکل از یک لوله استوانه ای از جنس " نی " ، که سراسر طول آن از هفت " بند " و شش " گره " تشکیل شده است ( به این دلیل این ساز را " نی هفت بند " نیز می گویند ) . " نی " به قطرهای متفاوت ( از 5/1 تا 3 سانتیمتر ) و طولهائی مختلف ( حدود 30 تا 70 سانتیمتر ) ساخته شده ، در تمام آنها ، روی لوله ، کمی در قسمت پائین 5 سوراخ در طرف جلو و یک سوراخ در قسمت عقب قرار گرفته ، و در یک یا دو انتهای " نی " روکشی برنجی با طولی کوتاه لوله نئی را پوشانده است ، و لبه لوله در قسمت دهانی آنقدر تیز است که می تواند لای دندانها قرار گیرد

نی از انواع سازهای بی زبانه است . هوا توسط نفس نوازنده از انتهای بالائی به درون فرستاده شده و قسمت اعظم آن از نزدیکترین سوراخ خارج می شود . بنابراین باز و بسته شدن سوراخ ها به توسط انگشتان هر دو دست نوازنده طول هوای مرتعش و طول موج ارتعاش را زیاد و کم کرده و در نتیجه صوت زیر و بم می شود

ساز را نمی توان " کوک " کرد ، یعنی کوک آن را - چنان که در سازهای زهی ، با پیچاندن گوشی ها میسر است ، تغییر داد . بدین نسبت نمی توان آن را با ساز دیگر منطبق کرد و از این رو معمولا در نقش تکنواز ظاهر می شود . گاه - اگر چه بسیار ندرت - که بخواهند از صوت نی در همنوازی ارکستر استفاده کنند ، ناگزیر نوازنده ساز تعدادی نی را با کوک ها ( میدان صدا ) ی مختلف فراهم کرده و در دسترس خود می گذارد تا در طی همنوازی یا همراهی صدای خواننده به تناسب موقع از یکی از نی ها استفاده کند

وسعت صدای نی حدود دو اکتاو و نیم است ، ولی میدان صدا ( یا کوک ) در سازهای مختلف تفاوت می کند . در پائین سه نی با میدان صدای مختلف نمونه داده شده است



نی " لا کوک " فاقد صدای " دو " است

" نی " " سل کوک " فاقد صدای " سی بمل " است

" نی " " سل کوک " فاقد صدای " لا بمل " است


اجرای اصوات در اکتاوهای بالاتر ، به وسیله فشار هوا عملی است ، به عبارت دیگر با دو برابر کردن فشار صداهای حاصله یک اکتاو زیر می شود و باید دانست که هر نی فاقد یکی دو صدا است ( که در نمونه بالا به آن اشاره شد )
نی از دسته سازهای محلی است و تقریبا در تمام نقاط ایران معمول است . نوازندگان محلی با ابتکاری سنتی ، تا اندازه ای از قطع شدن صدای ساز ، هنگام تازه کردن نفس جلوگیری می کنند . توضیح آنکه در حین نواختن هوا را از بینی به ریه و نیز به " لپ " ها داخل کرده ، ذخیره می کنند و این هوا را به تریج به درون لوله می فرستند

 

نی همیشه سازی شهری بوده است ( به استناد شعر شاعران قدیم درباره این ساز

                            *****


بادی(سرنا)

 

ساز سرنا را در زیر مجموعه سازهای ( بادی ) سازهای ایرانی بررسی میکنیم

این ساز متشکل است از یک لوله مخروطی شکل ، که در انتهای بالائی آن " قمیش " قرار می گیرد . سرنا از دسته سازهای " دو زبانه " است و به این ترتیب " قمیش " آن را از دو تیغه متکی به هم تشکیل شده و انتهای آن دو در حلقه ای مسطح محصور شده است
در روی لوله ، تعداد 6 تا 7 سوراخ تعبیه شده و نوازنده با گذاشتن و برداشتن انگشتان هر دو دست ، اصوات حاصله را از زیر و بم می کند

طول ساز کاملا ثابت نبوده و از 30 تا 45 سانتیمتر ( معمولا ) و در بعضی نقاط حتی تا 60 سانتیمتر ، ساخته شده است

وسعت صدا نیز در این ساز کاملا ثابت نیست و واضح است که سرناهای بزرگ ترمیدان صدائی بم تر از سرناهای کوچک دارند
حد متوسط ( و معمول ) وسعت صدا در این سازها از این قرار است


سرنا ، سازی است نه تنها محلی ، بلکه قدیمی است . در اشعار شعرای ایران به کرات نام " سرنا " یا " سورنای " آمده است
در نواحی بختیاری و دزفول سرنای کوجک معمول است
سرنای محلی . معمولا با دهل نواخته می شود ( ن . ک . به دهل ، ص 87

نام ساز سرنا از ترکیب کلمات "سر" ("سور" جشن ، پایکوبی و بزم) و "نا" (نای=لوله صوتی چوبی) گرفته شده است . اگر این مفاهیم به خاطر سپرده شوند فراگیری این ساز سهل تر خواهد بود 

           

از کتاب ساز شناسی تالیف پرویز منصوری
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 0:19  توسط عارف   |