تبليغاتX
رنگارنگ

رنگارنگ

بیوگرافی مرضیه بانوی آواز ایران

زندگینامه

اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است مرضیه خواننده افسانه ای در سال
1926 در تهران بدنیا آمد.
پدرومادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز ، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص اورا تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش ازاو پشتیبانی میکرد

''درزمانی که خانواده های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم میفرستادند پدرمن با وجودیکه یک فرد روحانی بود مراتشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتیکه من آغازبه خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه ای میداشت و هم دانش کلاسیک موسیقی. و هم چنین یک صدای خوب . در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای اورا تائید میکردند و همچنین تئوری موسیقی راباید بخوبی میدانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم

مرضیه در سال 1942 (1322 شمسی) به جهان موسیقی هنر وارد شد. اولین بار دریک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا میکرد ( تئاتر باربد) درنقش شیرین بازی کرد .این نمایش 37 شب روی صحنه بود. که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و. با استقبال زیاد مردم مواجه شد

مرضیه بسرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای رنگارنگ که برنامه ای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند.مرضیه در حدود 1000 آواز دردوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود.

بالاتر از موفقیت هایش در خوانندگی و موسیقی . او داری کیفیت های تحسین برانگیزدیگری است که مهمتر از همه شجاعت و پشتکار درخشان او در نوآوری بود . در زمانیکه خوانندگی به عنوان یک سرگرمی ویا شغلی نه چندان افتخارآمیز تلقی میشد و بخصوص زنها در خانه ها محبوس شده حق هیچگونه ابراز وجودی نداشتند به عنوان یک زن جوان او خوانندگی را بطور جدی و به عنوان یک کار تحصصی و غرورآفرین درسطح بالایی از نظر فرهنگی انتخاب کرد. تا جایی که کارستزگ او در هنر پارسی و با وجود همه اختلافات فرهنگی وزبانی اقوام ایرانی به زودی شناخته شد و او به عنوان یک سمبل یا اسطوره در موسیقی ایرانی توسط همه افراد ایرانی با هر فرهنگ و زبانی پذیرفته شد و بصورت یک گنج فرهنگی در آمد.



با وجود یکه او به قله هنر خویش رسیده بود برای 15 سال ( بعد از سرکارآمدن حکومت آخوندی) مرضیه ترجیح داد که سکوت کند. او به تنهایی در دهکده ای دوراز تهران تنها برای ابرهای مسافر ، پرنده ها و رودخانه ها میخواند.او نمی خواست با خوانندنش هیچ مشروعیتی را به دستگاه ضد مردمی و هنرکش ایران ببخشد. هرچند زندگی او در حقیقت با تاریخ و فرهنگ ایران زمین عجین شده بود. عاقبت او در سال 1994 او به خارج از ایران سفرکرد.

مرضیه عضویت افتخاری شورای ملی مقاومت را در سال1994 پذیرفت . و گفت که این افتخاری است برای او که در کنار مقاومت ایران بایستد '' من از آنجا کارزیادی نمی توانستم بکنم آمده ام تا صدایم را به مقاومت شما ملحق کنم و هر آنچه را که میتوانم انجام دهم تا صدای زنان میهنم را دردنیا منعکس کنم. من مفتخرم که توسط مقاومت ایران پذیرفته شدم''

بعدا مرضیه به عنوا ن مشاور هنری خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت انتخاب شد

خروج مرضیه از ایران و اعلام پیوستگی اش به مقاومت ایران برضد ملاها انعکاس وسیعی در داخل و خارج ایران داشت. دریک توطیه برای باز گرداندن او به ایران رژیم آخوندی دختر او هنگامه امینی را دستگیرکرد و به عنوان گروگان نگاه داشت.'' آخوندها یک زن بیگناه را دستگیرکردند تا فشار روحی شدیدی بریک مادر70 ساله بگذارند زیرا که او به جنبش مقاومت ضد آخوندی برای دموکراسی و حقوق بشر ملحق شده است . با وجود جنایات بیرحمانه برای ساکت نگاه داشتن من به این رژیم جنایتکار میگویم که گروگان گیری ظالمانه آنها عزم مرا برای دفاع از حقوق مردم تحت ستم ایران جزم تر میکند'' مرضیه به سازمانهای حقوق بشر جهانی مراجعه و درخواست عمل فوری در جهت آزادی سازی دخترش نمود. خانم امینی 42 سال یک آرشتیکت تحصیلکرده فرانسه که در ایران زندگی میکرد در اثر فشارهای سازمان های حقوق بشر جهانی آزاد شد.اما تا مدتها تحت کنترل درخانه اش می بود.

من همیشه برای همه خوانده ام اما ملاها صدای عشق و احساسات انسانی را به سکوت کشاندند . آنها نسیم و مهتاب و بهار و لبخند سرزمین مادری من ایران را به زندان افکندند. سرزمینی که یکی از بزرگترین تمدنها و فرهنگ های تاریخی را معرفی میکند و گهواره شعر و ادبیات و موسیقی و انسانیت بوده است و اینک درزیر ضربات شلاق یک حکومت ضد تمدن وفرهنگ ، ضد زن و ضد انسانیت قرارگرفته است

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 17:39  توسط عارف   | 

بیوگرافی ویگن

 
 
 
ويگن دردریان (der deriyan) در ۲۳ نوامبر سال ۱۹۲۹ (۲آذر سال ۱۳۰۸) يعنی تقريبأ ۷۴ سال پيش در همدان بدنيا آمد .

 

بیوگرافی: زنده یاد ویگن-ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاامدنام کامل وی ویگن دردریان هست .اودارای مدرک تحصیلی دیپلم می باشد واز سال 1330باخواندن آواز فعالیت هنری خودرااغازکرد.شروع فعالیت او درسال 1332باخواندن آواز بر فیلم چهره آشنا ساخته حسن خردمند بود. از عمده آوازهای شادروان می توان به قناری-مراببوس-گلی از بهشت-دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام-شادوماد-هفت هشت-مرابه یاد بیاور-دوکبوتر ودهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد

 
اولين گيتارش رو در کودکی از يک سرباز روس خريد. ويگن با صدائی غير از صداهای ديگر و ترانه هائی متفاوت از ترانه های سنتی، آغازگر موسقی پاپ ايران شد و در اين راه تا کسب عنوان سلطان جاز ايران پيش رفت.
او که شغل نقشه‌برداری داشت در ابتدا با خواندن در کافه‌ها محبوب دوستداران موسیقی مردم‌پسند شد. اجرای آهنگ در رادیو تهران او را به شهرت رساند. صدای گرم او که با نواختن گیتارش همراه می‌شد، با شعرهایی با مضمون‌های تازه و ملودی‌های نو چهره تازه‌ای در صحنه موسیقی ایران عرضه کرد.[۲]

نوع موسیقی او که از ملودی‌های ارمنی و ترکی و گاه اروپایی بهره می‌برد به «جاز ایرانی» معروف شد و به او لقب «سلطان جاز» ایران دادند، گرچه موسیقی او ارتباط نزدیکی با موسیقی جاز نداشت..[۳]

او خود نیز چند آهنگ ساخت و در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ از محبوب‌ترین خواننده‌های مردم‌پسند ایران بود.

با چند تن از خواننده‌های محبوب دیگر مانند دلکش و پوران ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد که هنوز با اشتیاق شنیده می‌شود.

او در اوایل دهه ۵۰ به امریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد و در کاباره های ایرانی فعالیت هنری داشت.

ژاکلین (ترانه سرا و خواننده)و آیلین ( بازیگر و مجری تلویزیون) از فرزندان وی و کارو(شاعرمعاصر) برادر وی می باشند.

 
ويگن بيشتر از نيم قرن آواز خواند و تا پايان، به گفته خودش " آوازه خوان مردم پاک" باقی ماند.



گفتگو با ژاکلين دختر ويگن
ژاکلين دختر ويگن ميگويد :" ويگن اينقدر فدائی مردم بود که بخاطر کنسرتهای اروپاش قرار جراحيشو عقب انداخت و به اين خاطر سرطان پيشرفت کرد . بعد از اينکه مثانه اش رو برداشتن هم فايده ای نکرد و سرطان رسيد به استخوانش "
"ولی تا آخرين لحظه نگذاشت که ما روحيه مون رو ببازيم. مثل يک قهرمان با دردش جنگيد و حتی آه نکشيد."
"ويگن روزهای آخر رو با خانواده گذروند و فقط در اين دوران بود که ما حس کرديم که پدر داريم چون بيشترعمرش رو مثل يک هنرمند زندگی کرد و هميشه با مردم بود."
"ويگن تا آخرين لحظه آرزو داشت که آخرين کنسرتش رو در ايران در ميدان شهياد ( آزادی) اجرا کنه ولی هيچوقت به آرزوش نرسيد
."
 
ویگن در روز یکشنبه ۴ آبان ماه سال ۱۳۸۲ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا در سن ۷۳ سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت.

ما ضمن تسليت به خانواده دردريان، اين ضايعه رو به جامعه هنری ايران هم تسليت ميگيم .

آلبوم ها و آهنگ ها

  • رقیب
  • مهتاب
  • کالسکه زرین
  • دختر خان
  • ساری گلین (ملودی ارمنی/ترکی که به هردو زبان و نیز به فارسی اجرا کرد.)
  • بارون بارونه (ترانه ارمنی که به شعر فارسی هم خواند وبسیار معروف شد.)
  • لالایی
  • دل دیوانه
  • آلبوم همخونه
  • آلبوم کوله بار
  • آلبوم مهتاب
  • آلبوم سلطان عشق
  • آلبوم بازگشت
  • آلبوم زن ایرونی
  • آلبومهای بهترینهای ویگن و اتا خرم 1و2
  • آلبومهای ویگن 1و2و3و4و5و6و7و8
  • آلبوم به یاد تهران
  • آلبوم دیروز امروز
  • آلبوم چرا نمی رقصی
  • آلبوم هایوتز سارر (کوههای ارمنستان - به زبان ارمنی)
  • آلبوم یکتا (فائزه و ویگن)

تمام فیلمهایی که ویگن عزیز درانها ترانه خونده یا بازی کرده

1=اتش وخاکستر هم خواننده هم بازیگر

2=ارامش قبل از طوفان هم بازیگر هم خواننده

3=ارشین مالالان هم خواننده هم بازیگر

4=اسمون جل فقط خواننده همراه باپوران ونخست

5=افت زندگی فقط خواننده همراه با روانبخش

6=اعتراف هم خواننده هم بازیگر

7=بازی عشق فقط خواننده

8=بچه های محل فقط خواننده همراه با ویدا قهرمانی

9=بیوه های خندان فقط خواننده

10=بی ستاره ها همراه بامهوش-یاسمین-افت

11=تپه عشق هم بازیگر هم خواننده

12=ترس وتاریکی هم خواننده هم بازیگر

13=چشمه عشاق هم خواننده هم بازیگر همراه با پوران

14=چهارراه حوادث فقط بازیگر

15=چهره اشنا خواننده همراه با حمید قنبری وناهید سرفراز وبازیگر

16=خون وشرف فقط بازیگر

17=درجستجوی داماد فقط خواننده باسیما

18=دنیای پول فقط خواننده همراه با عارف-پوران-ایرج-بهشته

19=شب نشینی در جهنم فقط خواننده همراه با بانو دلکش

20=طوفان در شهر ما فقط خواننده همراه با الهه

21=ضالم بلا هم خواننده هم بازیگر در هردو همراه با بانو دلکش

22=عروسک پشت پرده هم خواننده هم بازیگر

23=عروس دریا هم خواننده هم بازیگر

24=عسل تلخ هم خواننده همبازیگر

25=عشق بزرگ خواننده با منوچهر سخایی

26=فرداروشن هست خواننده با بانو دلکش وبازیگر

27=لاله اتشین هم بازیگر هم خواننده با پوران وبهشته

28=یکی بود کی نبود خواننده با مهوش

این 28فیلم اوج هنرنمایی ویگن بودند از نکات جالب فیلمها همصداشدن با بهترینها مثل بانو دلکش-عارف وزنده یاد پوران هست

اوبازیگر وخواننده بیشتر فیلمهای زنده یاد سامویل خاچیکیان هم بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 16:56  توسط عارف   | 

بیوگرافی معین

 
زندگینامه معین
 
 
معین در سال ۱۳۳۰در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا می خواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا می کرد. معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی ایشان شرکت کند. معین در سال های پیش از انقلاب اسلامی در ایران از سال ۵۵ تا ۵۸ به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزار و یک شب اصفهان برنامه اجرا می کرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز آشنا شود.

بعد از انقلاب معین فعالیت های خود را تا قبل از انقلاب فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک هنرمندانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.

شایعات

اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که می گویند معین نابینا می باشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن پلک (ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی استفاده می کند.

دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین می باشد که او را به اسم رضا می شناسند و گروهی اسمش را معین می دانند در صورتی که نام وی نصرالله می باشد. رضا شاعر بیشتر آهنگ های معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در کاست هایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا. معین چاپ کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها اسم او را معین تصور کردند.

شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین می باشد در صورتی که معین هیچ نسبتی با امید ندارد (معین ۳ برادر به نام های مصطفی مرتضی و فتح الله داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). و یا اینکه معین در آمریکا دارای چند شرکت بزرگ و چند قمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاس های موسیقی می باشد. وی از مشروب متنفر است زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای خود در راز و نیاز است و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود می داند.

امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگ ها و ترانه هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان می دهد. و از طرف دیگر به خاطر وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمی دانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست که اشعار و آهنگ های مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 16:52  توسط عارف   | 

زندگی نامه اندی----A N D Y

 

زندگی نامه اندی----A N D Y

 

در روز 21 آوريل يا اول ارديبهشت در محله ویلای تهران پسری  به دنيا آمد.پسري ارمني در خانواده اي دوست داشتني از طبقه متوسط جامعه.که بعدها به محله مجیدیه نقل مکان کردند... خانواه اي با دو خواهر و سه برادر.نام اصلي او آندرانيك مدديان بود.از همان بچگي نبوغ موسيقي در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود.پدر او همواره در مسافرت بود.و خانواده را با خود ميبرد.به همين دليل اواكثر شهرهاي ايران را ديده است.

روزها گذشت و او او در خانواده اي دوست داشتني و علاقه مند به موسيقي رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد.مانند پدر علاقمند به موسيقي بودو براي خودش روياي زيبايي ساخته بود.بالاخره هم به آرزويش رسيد.اولين گيتارش را در 14 سالگي با چوب ساخت.به گفته خودش صداهاي عجيب و غريب از آن در مي آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقي تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاري كنند. او در آن گروه شروع به گيتار زدن كرد.در بعضي وقتها هم قطعاتي به زبان انگليسي اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتي را در محضر شاه فقيد ايران اجرا كرد.با اینکه او از کودکی علاقه شدیدی به موسیقی و نواختن داشت اما در تمامی سالهای دبیرستان . شاگرد اول ریاضی شناخته شد تا جاییکه به اندی بورس تحصیل از طرف مدرسه ایرانی آمریکایی "ادونئسیت " تهران داده شد . در سال 1978  از سوی کمپانی موسیقی سی.بی.اس شعبه تهران به او پیشنهاد قرارداد برای تهیه آلبومی به زبان انگلیسی داده شد که بدنبال این پیشنهاد او عازم لوس آنجلس شد . در نخستین سالهای اقامتش در لوس آنجلس که مصادف بود با تحصیلات عالیه اش در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لوس آنجلس. اندی در رشته موسیقی آنچنان موفق شد که از طرف دولت آمریکا به او بزرگترین بورس تحصیلی از بهترین دانشگاههای دنیا داده شد و در همین زمان بود که او موفق شد تا با تیم فوتبال دانشگاه خود مقام اول را در کالیفرنیا و مقام دوم را در سراسر آمریکا کسب نماید .

بدنبال کوچ ایرانیان به آمریکا علاقه اندی نیز روزبه روز به موسیقی ایرانی زیادتر شد . در تابستان سال 1984 حرکتی آغاز شد که فصل تازه ای بود در موسیقی پاپ ایران در غربت .روزي به اندی گفتند يك خواننده اي هست كه سبكش به كار تو خيلي مي خورد. مي توانيد يك گروه موسيقي خوب دو نفره تشكيل دهيد.او كوروس بود كه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند.به كوروس هم همين را گفته بودند.و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكي از پر طرفدارترين وجنجالي ترين گروه موسيقي دو نفره بعد از انقلاب را تشكيل دادند. اندی با  کوروس همکاری و دوستی صمیمانه خود را آغاز کردند .

اندی و کوروس با اولین آلبومشان ( خواستگاری ) آنچنان مطرح شدند که کمتر کسی بود که آنها را نشناسد و از موسیقی آنها لذت نبرد. جالب است بدانید که قبل از انتشار این آلبوم .قرار بود کوروس آهنگ خواستگاری را بخواند و اندی فقط کارهای انگلیسی اجرا کند. اما اندی با دیدن آهنگ خواستگاری  . کوروس را با پافشاری زیاد متقاعد کرد که خودش این آهنگ را بخواند و قرار شد که هردو آهنگ خواستگاری را بسازند و آهنگ هر کس که قشنگ تر شد  این آهنگ را اجرا کند که آهنگ اندی قشنگ تر از آب در امد. و سر انجام اندی این آهنگ را خواند.  اين اولين كار آنها با ژاكلين بود.كه با استقبالي بي نظير روبه رو شد.

آنها جزو اولین کسانی بودند که موسیقی شرق را با موسیقی غرب درهم آمیختند  و مکتب تازه ای را به وجود آوردند و نمایانگر تکنولوژی پیشرفته موسیقی پاپ ایرانی در غربت شدند .

دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهاي زيباي ژاكلين.آهنگ چي مي شد,تپلي,ما همه ايراني هستيم به قدري گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايراني هستيم هنوز كه هنوز در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندي و كوروس با فردي آشنا شدند كه در زندگي هنري آن دو و به خصوص اندي تآثير فراواني گذاشت. او عليرضا امير قاسمي بود.و به قول خود اندي: علي گوش سوم من هست.و مانند يك برادر همراه اندي بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك مي كرد.ويدئوي زيباي چي ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سروصداي اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتي براي طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگه گنجايش نداشت.عده فراواني پشت درهاي بسته مانده بودند.هفته آينده اندي و كوروس براي بچه ها و تمام كساني كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجاني اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ايراني هستيم سر دادند.

کمی طول نکشید که آوازه محبوبیت آنها به سراسر دنیا کشیده شد ... و عده ای از جوانان ایرانی که در غربت میرفتند تا موسیقی غربی را به موسیقی شرقی ترجیح دهند .. یکبار دیگر بخاطر نوآوریهای " اندی و کوروس " در موسیقی پاپ ایرانی به موسیقی ایانی گرایش پیدا کردند و دنباله رو آنها شدند و اندی و کوروس را پیشگامان موسیقی روز خواندند ...

در اينجا بهتر است داستاني برايتان از حضور اندي و كوروس در بين مردم تعريف كنم.يكي از طرفداران اين دو دختري حدوداْ 14 ساله بود.كه بيماري سرطان داشت.و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتي اندي و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندي و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودي روحيه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتي خود را به دست آورد.و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكي هست واندي در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگي اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتي دارد ارتباط با هنرمند مورد علاقه.

کنسرتهای آنها یکی پس از دیگری با موفقیت زیادی روبرو شد و آنها به هر کجا که قدم میگذاشتند تسخیرگر قلبهای عاشقان موسیقی میشدند و در هر شهری که برنامه اجرا میکردند صحنه را با موسیقیشان به آتش میکشیدند ..... تب اندی و کوروس آنقدر زیاد شد که همه جا صحبت از آنها بود و ویدیوهای آنها که توسط علیرضا امیرقاسمی تهیه و کارگردانی شد در واقع شروع تهیه میوزیک ویدیو در جامعه ایرانی بود که هنوز هم اغلب این ویدیوها نیز بی همتاست ...از طرف دیگر باید از بزرگترین تهیه کننده موسیقی ایرانی . فرخ آهی نام برد که همیشه در کنار اندی بوده و بسیاری از آهنگهای اندی را تهیه کرده است و او را میتوان یکی از مهمترین مهره های زندگی هنری اندی نام برد که تصمیماتش همواره در آهنگهای اندی موثر بشمار می آید و اعتماد و اعتقادی که اندی به فرخ آهی دارد غیرقابل وصف است . فعالیت و پشتکار و دقت او در ارائه آهنگهای اندی در طی این سالها قابل ستایش میباشد .

بعد از آلبوم بلا اندي و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنري خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومي به نام خداحافظ.آخرين آلبوم با نام و همكاري اندي و كوروس.در اين آلبوم با شاعري آشنا شدند كه باز هم در زندگي هنري اندي و كوروس و مخصوصآ اندي تآثير به سزايي گذاشت.پاكسیما زكي پور.اين شاعر استثنايي و جوان با آن شعرهاي زيبا وقوي در محبوبيت اندي صد در صد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوز با اندي همكاري مي كند وجزو دوستان صميمي اندي هست.پاكسيما شروع كار هنري خود را با اندي آغاز كرد آلبوم خداحافظ با آهنگهاي دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,باز هم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيباي آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجراي كنسرتها اندي و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسي پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايي اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتي هم ورد زبانها افتاد.ولي اندي وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلي با هم ندارندو فقط از نظر كاري با هم اختلاف عقيده دارند.در نهايت اندي و كوروس اين گروه محبوب و جنجالي از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد.

بعد از جدايي هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند  به جرات ميتوان گفت اندي گوي سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولي اندي تمام زندگيش را روي كار هنري خود گذاشت.بعد از جدايي آنها اندي اولين آلبوم خود را بعد از جدايي از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بيقرار .. كه به نظر من كه تمام كارهاي اندي رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگي اندي بود.كه يك شبه ره صد ساله را طي كرد.در اين آلبوم 10 ترانه بود كه يكي از يكي قشنگ تر بود.و به گفته خود اندي بيقرار قصه زندگي من است.قصه روزهاي پر عطش عشق و شبهاي سرد تنهايي.قصه تلخيها و شيرينيهاي زندگي.قصه پيروزيها و ناكاميهاي من در عشق و اميدي براي فردايي روشن و عشقي واقعي..

اندي روي اين آلبوم يك سال ونيم زحمت كشيد وهم خلاصه اي از زندگي خودش هست.آلبوم بيقرار پر فروشترين آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسيماي نازنين ... كنسرت اندي براي آلبوم بيقرار با موفقيت تمام اجرا شد.وجاي خالي آن شب پيدا نميشد.وعده اي هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در اين آلبوم فرخ آهي هم يار هميشگي اندي بود.وبه او كمك فراواني كرد.و اندي اين آلبوم و تمام آلبومهاي خود را در استوديو فرخ آهي ضبط ميكند.در اين آلبوم بود كه مردم با دختري آشنا شدند كه هميشه با اندي بود واندي از او به عنوان صداي دوم استفاده ميكرد.او شيني ريگزبي بود.دختري آمريكايي و علاقه مند به فرهنگ ايراني و زبان فارسي.شيني در حال حاضر خود خواننده شده ولي هر چه دارد از اندي است.از آن زمان به بعد اين دو همه جا با هم بودند وخود اندي هم اعلام كرد شيني دوست دختر اوست.اندي همه جا از گروهش تعريف كرده و عنوان كرده من بدون گروهم هيچ هستم.فروتني هميشگي ايرانيها.

بعد از موفقيت بي سابقه اين آلبوم اندي آلبوم ليلي را وارد بازاركرد.باز هم از شركت كلتكس.كه با چند هنرمند ديگر هم همكاري كرد.بيژن مرتضوي,حسن شماعي زاده وغيره.با آن عبارت زيبا در اول آهنگ ليلي:هر كس در زندگي يك ليلي دارد و اين ليلي من است.تمام اينها نشان ميدهد اندي در تمام اين سالها عاشق بوده.عاشق چه كسي اين را هيچ كس نميداند.در كنار اندي عليرضا امير قاسمي هم براي او ويدئو هاي زيبا ميساخت.

 بعد از اين آلبوم اندي آلبوم تنهايي را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيما و ويدئوها از كوجي و علیرضاامير قاسمي . ضبط از فرخ آهي ,گروه اندي باز هم او را ياري ميدهند.آهنگ زيباي تنهايي,چشمهاي ناز ,جاده هاي احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدري اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسري كه ميخواست با دختري دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند.دخترها براي كنسرتهاي اندي سرو دست مي شكستند.و به قول اندي كه تكه كلام هميشگي اوست :خدا زيادشون كنه این دخترهارو. در اينجا بايد بگويم آلبومهاي اندي همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تري ميخواهد هم پول بيشتري.در آلبوم تنهايي اندي يك آهنگ را باز سازي كرد كه آن را براي مادرش ساخته بود.زماني كه مادرش ايران بوده و اندي امريكا مادرش دچار عارضه مغزي ميشود و اندي در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسد و آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهاي اندي را دنبال ميكند.اندي هفته اي 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.

بعداز آلبوم تنهايي اندي آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومي عاشقانه از كمپاني ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيماي نازنين و آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندي از شاعرهاي جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندي يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا براي او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روي جلد كادوي تولد اندي شعر تولد را نوشت و چون اندي خوشش آمد روي آن آهنگ گذاشت.آهنگ من و تو به قدري گل كرد كه اندي مجبور شد در سالن زيباي پلس لس آنجلس كنسرت بزرگي اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره هاي هنري حضور داشتند.وارطان آوانسيان مدير شركت ترانه,كوجي زادوري,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندي را تبريك گفتند.كوجي و امير قاسمي ويدئو هاي اين آلبوم را تهيه كردند.به خصوص ويدئوي زيباي سرسپرده.بد نیست بدانید که این آلبوم یکی از فیوریت های خود اندی بشمار میرود ...

در اين بين بايد گويم اندي  گياهخوار همچنين جزو تيم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندين گل هم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادي بازي كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند.

بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدي اندي رسيد.جاده ابريشم.آلبومي عاشقانه تر از آلبوم قبلي.اندي خود راجع به اين آلبوم حرفهاي زيادي زده.آهنگها از خود اندي با همكاري حسن شماعي زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاجي.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندي در بدترين شرايط روحي او اجرا شد.دوست دختر او براي بار دوم او را رها كرد و اندي در بدترين شرايط روحي اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودي پرنسس و سرباز در قسمتي از فيلم گذاشته شد.اندي خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد.آهنگ فوق العاده تو كه رفتي به قدري سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار مي كردند.آهنگ انگليسي اين آلبوم را شيني شعرش را گفت و اندي آهنگ آن را ساخت.اندي يك آهنگ ارمني هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه هاي منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال براي اندي نوار فرستاده بودند كه اندي زودتر آلبوم بعدي را به بازار بدهد.اندي در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندي سال عاشقانه و سختي را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چي خوبه ما با هميم .آهنگي برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهاي اندي به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگري به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز اين آلبوم اندي يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازي آهنگ زيباي چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمني.

بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپاني آونگ ويك كمپاني امريكايي.اندي يواش يواش خود را وارد ماركت امريكايي ميكند.خودش ميگويد: اين آلبوم جاي خاصي را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را قلب من گذاشت.و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندي معرفي كردند.آهنگها يكي از ديگري قشنگ تر بود.آهنگ عربي با صداي اندي و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد.كه آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ريحان كه خيلي گل كرد با شعر پاكسيما .آهنگ انگليسي كه شعرش را شيني گفت و اندي آهنگش را ساخت.يك آهنگ هندي با  نجما اختر.خواننده معروف هندی .

بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه هاي امريكا از اندي به عنوان الويس ايران نام بردند.وبه او لقب الويس دادند.بعد از اين آلبوم محبوبيت اندي در جامعه امريكايي چند برابر شد.با گروه هاي بزرگي در سالنهاي مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابينا در سالن زيباي گريك تيآتر كنسرت گذاشت.به تنهایي 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبي فراموش نشدني براي همه بود.به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاري در تاور ركوردز گلندل محله ارمني نشين كاليفرنيا اجرا كرد.و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت و همكاري آنها از اين به بعد آغاز شد.از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماركت امريكايي كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنياي معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسيما يار هميشگي اندي.آهنگ تو نباشي به گفته خود اندي غم انگيز ترين صداي ني در ارمنستان هست.اندي براي سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندي آغاز كرد.اندي با مهارت خاصي به زبان انگليسي موسيقي ايران را به امريكاييها معرفي كرد به طوري كه فوق الا ده اندي رو دوست دارند.اندي تبديل به يك خواننده بين المللي شد.مصاحبه ها در سي ان ان,ان بي سي,سي بي اس,و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرد .

بعد از اين موفقيت او با دو خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد و حاكيم.كه قرار بود توري بزرگ ترتيب دهند براي اجراي كنسرت در سالن زيباي گريك تيآتر.ولي اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتي كه براي اين برنامه كشيده شده بود اندي اين برنامه را لغو كرد.اندي اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايي هست و به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شيني ميهمان افتخاري تمام كنسرتهاي اندي است و همراه او برنامه اجرا ميكند.اندي در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاري پاكسيما,حميد,و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهاي او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاري كنند.كه واقلأ اندي در اين آلبوم براي پاكسيما سنگ تمام گذاشت...آلبومي به نام ياران.با آهنگهاي فوق العاده قصه باران و تصويرمن كه با شعرهاي فوق العاده پاكسيما توسط اندي اجرا شد.آلبوم بعدی اندي خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند در خلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندي قرار گرفت.از كمپاني آونگ.اندي در اين آلبوم نشان داد هنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كرد كه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد.آهنگ نگاه اول,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندي به نام برو. هيچ وقت آهنگهاي اندي نشان دهنده اين نبود كه به كسي بگويد:برو ديگه نميخوامت.اون هم خواننده اي مثل اندي.البته در ويدئوي اين آهنگ ريشه هايي از سياسي بودن نشان ميدهد.اما اندي هميشه خود را از سياست جدا كرده.تمام شعرها از پاكسيم او آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ....

بعد از اين آلبوم اندي همراه با شيني و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدني در سالن بزرگ و زيباي گريك تيآتر اجرا كردند.اندي در اين كنسرت پر نشاط تر و پر انرژي تر از قبل براي مردم برنامه اجرا كرد.زندگي عاشقانه اندي با حضور دوست دختر زيباي او سپري ميشود.او بار ديگر كنسرت ديگري با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بي نظير مردم روبه رو شد.

بعد از آلبوم پر سرو صدای خلوت من.اندی آلبوم ارمنی خود را وارد بازار کرد شامل دوازده آهنگ وبا همکاری هنرمندانی چون آرام- آدیس- ماکسیم و.....که اندی را در مراسم انتخاب بهترینهای ارامنه جهان. جایزه باران کرد......بد نیست بدانید اندی چهار بار برنده جایزه بهتربن خواننده ارمنی جهان شده است.....

بعد از فروکش کردن سرو صدای این آلبوم اندی شروع به ساخت آلبومی کرد که تا ابد از ذهن هیچکس نخواهد رفت..آلبومی به نام پلاتینیوم که رکورد فروش تمام آلبومهای قبلی خود اندی را شکست و در هر جایی صدای ترانه های این آلبوم به گوش میرسید...آهنگ اول آهنگی فوق العاده به سبک آهنگ چه خوشگل. به نام آره آره که بدجوری در بین مردم گل کرد..آهنگ  زیبای عروسک....و به عقیده خیلیها گل این آلبوم آهنگ وداع است که پاکسیما و کامران دلان شعرش را گفتند و واقعا گل کرد...آهنگهای شاد و فوق العاده ی خوشم میاد و صحرایی.....آهنگ بسیار زیبای سلام عاشقونه با شعری از هدیه ....و....اگر بخواهم در مورد این آلبوم توضیح بدهم ساعتها طول میکشد....و اندی کنسرتهای این آلبوم را هم با موفقیت تمام برگزار کرد و هر روز بر محبوبیت و موفقیتش افزوده میشود.....

اندى در يك فيلم ديگر هم با بهروز وثوقى بزرگ مرد سينماى ايران فيلم بازى كرده. كه شينى هم كنار اندى بوده.اندى نقش حاكم نيشابور را بازى كرده. در فيلم عمر خيام.اندى در سفرى كه به ازبكستان داشت تعريف ميكند كه خيلى بهش خوش گذشته و حتمآ اونجا يك كنسرت ميگذارد. وبراش جالب بود كه خانمى عكس اونو روى يه فرش بافته بود وتعجب كرده بود كه مردم چقدر لطف دارن.فكر كنم اگر احساسات اونايى كه تو ايران هستن رو ببينه باورش نشه. بگذريم.

آلبوم پلاتينوم اندى 4 تا آهنگ شاد 3 تا آهنگ غمگين و 5 تا آهنگ هم با سبك جديد دارد.  گر چه همان 3 آهنگ غمگين هم اوج احساسات اندى را به خوبى نشان داده است. و به قول خودش من هميشه عاشقم.از دوره هاى نوجوانى ميگويد كه در كوچه هاى تهران هر روزعاشق ميشده اما عشق واقعى به گفته خودش بعد از سن بلوغ به سراغ هر كسى مى آيد و عشق براى اون الأن يك رنگ ديگرى پيدا كرده.اندى در يكى از كنسرتهايش در دبى خودش روى صحنه گفت من يه نفرو دوست دارم ولى بعد گفت اونشب يه نفرو دوست داشتم.

از زندگى عاطفى اندى هم بايد بگويم اندى سالهاست كه با شينى زندگى ميكند. شينى همدم زندگى اندى شده اگر توجه بكنين اين دو هميشه با هم هستند.اندى در مصاحبه اى اعلام كرد شينى نمونه يك دختر خوب امريكايى هست.اونا حرف همو خيلى خوب ميفهمند. اميدوارم با هم خوش باشند. وقتى از اندى راجع به دختر مورد علاقش سوال كردند كه بايد چه خصوصياتى داشته باشه گفت : سيگار نكشه مشروب نخوره و اينكه خيلى مهربون باشه . به خاطر من از خيلى چيزاش بگذره .حتما شينى اين خصوصيات رو داشته كه اندى انتخابش كرده. البته با هم ازدواج نكردن .شايد هم خبر ازدواجشونو همين روزا بشنوين . معلوم نيست. اميدوارم اندى به اون چيزى كه تمام اين سالها انتظارشو كشيده برسه.

ازش سوال كردند اگر الأن آرزو كنى كسى رو ببينى و آرزوت بر آورده بشه دوست دارى چه كسى رو ببينى؟ گفت: پاپ رو .همان رهبر مسيحيت تا ازش بخواد عدالت رو براى مردم بر قرار كنه.شايعه هم كه براى خواننده ها زياده براى اندى هم كه ديگه بيشتر. يه بار خودش تعريف ميكرد كه تو خيابوناى لس آنجلس كه ميرفتيم با دوستان بعضى دخترهارو به من نشون ميدادند كه تو با اين دوست بودى. اندى هم ميگه نه من اصلأ اين خانوم رو نميشناسم. بعد معلوم ميشه شايعه سازى كردند. كه فكر كنم از طرف دخترهاى اونجا بوده.

اندى با اون چهره دوست داشتنى ولبخند هميشگى و اون قلب مهربون باز هم دل دخترها و پسرها رو تسخير كرد. من ميدونم شما با خيلى از آهنگهاى اندى خاطره دارين.اين آلبوم هم يكى از بهترين خاطره سازها خواهد بود.

در آستانه نوروز هشتاد و چهار هم که کارتون بابک و دوستان ساخته میشد .کارگردان کارتون از اندی دعوت کرد که یک آهنگ درباره نوروز بخواند.....و به گفته خود اندی : با مشورت با پاکسیما و منوچهر چشم آذر..پاکسیما شعر دارم میرم به تهران را نوشت و اندی و منوچهر چشم آذر هم آهنگ آن را ساختند..با ویدیویی زیبا و جالب از کوجی. تا این آهنگ هم برای همیشه در خاطره ها باقی بماند ..و این آهنگ هم با اینکه یک تک آهنگ بود اما به قدری گل کرد که شبکه های فارسی زبان .هر روز چندین و چند بار ویدیوی  آنرا پخش میکردند......

البته در بین آلبومهای پلاتینوم و شهر فرشتگان هم اندی بیکار نبود و با خواننده های جدیدی چون سعید و السید همکاری کرد .. همچنین در ترانه و مراسمی که بمناسبت درگذشت ویگن بود نیز حضور یافت و با دیگر خوانندگان ارمنی به اجرای آهنگهای قدیمی ویگن پرداختند ... از دیگر فعالیتهای وی میتوان به خواندن آهنگ طنین صلح و دارم میرم به تهران نیز اشاره کرد .

در تابستان 2005 اندی کنسرتی را به همراه شینی و جمشید اجرا کرد که به گفته خود اندی : این کنسرت رکورد تمام کنسرتهای وی را شکست و 7000 نفر به دیدن این کنسرت رفتند. و این هم افتخاری دیگر برای سلطان موسیقی پاپ ایران .....

واما در اول مارچ 2006 آلبوم شهر فرشتگان به بازار عرضه شد که به عقیده اندی این آلبوم بهترین آلبوم زندگی او از نظر تو لید و ضبط و تنظیم بوده است . این آلبوم باز هم برای جامعه هنری ایران افتخار آفرید و پر فروشترین آلبوم اینترنشنال در دبی و کشورهای عربی شد و حتی نامهایی چون مدونا و شکیرا و جیپسی کینگ را هم پشت سر گذاشت ... این آلبوم شامل دو سی دی است که سی دی اول شامل ده آهنگ و سی دی دوم شامل چهار ریمیکس و دو آهنگ ارمنی میباشد و در این آلبوم باز هم حضور نامهایی چون منوچهر چشم آذر و حمید ندیری و محمد مقدم   و  برای اولین بار هما میر افشار و فرشید صبوری به چشم میخورد که طبق معمول شعرها از پاکسیمای عزیز و حضور اندی در کنار آهنگسازان سبک اندی را در این آلبوم باز هم حفظ کرده است ...

اندي هميشه براي جوانها نصيحتي داشته:دوري از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته:با اوني كه دوستش دارين تا آخر بمونيد.به هم وفادار باشين.اندي احساس دوست داشتن رو اينگونه توصيف كرده:صبح كه از خواب بلند ميشوي احساس ميكني دنيا مال تو هست. دوست داري با كسي كه دوستش داري بري پارك,پيكنيك,به خاطر اون دختري كه دوستش داري حاضري همه دنيا رو به اون ببخشي.و شب كه ميخواي بخوابي خوشحال از اين احساسي كه دادي و گرفتي.اندي هميشه از زندگيش راضي بوده و هست.و هميشه به گفته خودش نيمه پر ليوان را نگاه ميكند.اندي با خواننده هاي ديگر كشورمان هم كنسرت گذاشته.مثل ابي,شهرام كاشاني,Dj Aligator.........و كمك به خيلي ها كرده در اين راه تا آنها هم وارد دنياي هنر شوند.مثل شيني,مكابيز,مهران....نگاهي به كارنامه هنري اندي بيندازيم او سير صعودي فوق العاده اي را طي كرده است.

اورا میتوان محبوبترین چهره جوانان نام برد ... صدایی که در آن احساسات ملتی نهفته است ... او حرف من و توست و از میان مردم آمد تا برای مردم بخواند و این تنها دلیلیست که با آهنگهای او میتوان رابطه مستقیم داشت .......  صحنه هنر زمانی با او به آتش کشیده میشود و جنب و جوش و هیجان به حداکثر خود میرسد و دقیقه ای دیگر سکوت و آرامش محوطه را فرا میگیرد و اشک در چشمها حلقه میزند ... این صدای اوست ... این آهنگ اوست و این یک رابطه بدون آلایش با مردم است ... مردمی که او را دوست میدارند و به موسیقی اش با تمام وجود عشق می ورزند و او را فریاد نسل فردا مینامند

 

اوکسی است که تحصیلکرده رشته موسیقیست و بیست  سال است که موسیقی را میشناسد .. آهنگسازی و تنظیم میکند و میخواند و مثل بعضی از خوانندگان پر ادعا نیست که بطور اتفاقی خواننده شده اند و بعدها هم آهنگساز شده اند و خودشان و طرفدارانشان خدا را به خدایی بنده نیستند !!!!

آری او اسطوره موسیقی پاپ ایران و خواننده دو نسل است .... دو نسلی که همه سرسپرده او هستند ...

با اندی دودهه را پشت سر میگذاریم .. دو دهه سرشار از شادیها و غرور... دو دهه مملو از اشکها و لبخندها ... دو دهه که نمایانگر استقامت . استواری . پشتکار و پیشرفت ستاره پرنوریست که از کوچه های خاکی تهران آمد و امروز در اوج شهرتش بر قله افتخار موسیقی پاپ یک ملت ایستاده است و به ایرانی بودن خود میبالد ...در این دودهه شاهد درخشش ستاره ای بودیم که قلب میلیونها ایرانی را به تسخیر خود درآورد ... اوستاره بدنیا آمده ... یک سوپر استار به معنای واقعی کلمه و باید بدانید که اندی تنها یک خواننده نیست .. او مرد صحنه است و از همه مهمتر یک انسان واقعی و قهرمانی برای پدرو مادرهایی که فرزندانشان اندی را الگوی خود میدانند ... او خط مشی تازه ای را در موسیقی پاپ ایران به وجود آورده است و در روی صحنه  چهره های جوانانی را که با عشق دستهایشان را به طرف او دراز میکنند تا نشان دهند که او نهایت آرزوی آنهاست ......    اندی را بشناسید و دوستش داشته باشید زیرا که او یک دوست واقعیست با قلبی به وسعت دریاها که مهربانی را همیشه نوید میدهد .....

 اميدوارم هرروز موفق تر از روز پيش باشد.او به عشق مردم كشورش ميخواند.اين خلاصه اي كوتاه از زندگي هنری کسی بود که موسیقی پاپ ایران ستاره ای همچون او را هرگز ندیده است و نخواهد دید.

 

 

نکات خواندنی و افتخارات زندگی هنری اندی مددیان :

* اندی فارغ التحصیل رشته موسیقی از کالج موسیقی آمریکاست .

* انتخاب بعنوان بهترین خواننده مرد ایرانی دهه 90 میلادی .

* اندی پنج بار متوالی بعنوان بهترین خواننده و بهترین آلبوم در مراسم بین المللی انتخاب بهترینهای ارامنه جهان شده است .

* کسب دو تقدیرنامه از شهرداری لس آنجلس بعنوان شهروند افتخاری .

* رکورددار بیشترین مصاحبه با رسانه های بین المللی از جمله رسانه های آمریکایی ، اروپایی و آسیایی در سال 2004 .

* اندی به غیر از زبان فارسی ، خواندن آهنگهایی به چند زبان زنده دنیا از جمله انگلیسی ، اسپانیش ، هندی ، عربی و ارمنی را در کارنامه خود دارد .

* آهنگ آره آره و آلبوم پلاتینوم که در سال 2004 به بازار عرضه شد بعنوان بهترین آهنگ و بهترین آلبوم سال خاور میانه انتخاب گردید .

* ریمیکس آهنگ سلام عاشقونه که از کارهای فرخ آهی میباشد در سال 2004 جزو تاپ 10 ریمیکسهای دنیا انتخاب گردید .

* آلبوم شهر فرشتگان که در سال 2006 به بازار عرضه شد بعنوان پرفروشترین آلبوم در بین همه آلبومهای بین المللی در دبی و خاورمیانه شد و نامهایی چون مدونا ، شکیرا و جیپسی کینگ را هم پشت سر گذاشت .

* و همچنین کسب افتخارات مختلف با تیمهای مختلف فوتبال ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:47  توسط عارف   | 

سیاوش قمیشی (زادهٔ ۲۱ خرداد ۱۳۲۴، دزفول) خوانندهٔ ایرانی

 

 سیاوش قمیشی

               
   
تولد ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ در دزفول [۱]       
اصل/ملیت ایرانی
سبک‌ها پاپ
فعالیت(ها) آهنگساز، ترانه‌سرا، تنظیم‌کننده و خواننده
مدت فعالیت از ۱۳۵۳ تا کنون
وب‌گاه http://www.siavashghomayshi.com

 [ویرایش] زندگی

سیاوش تا ۸ ماهگی در اهواز به سر برد، اما پس از آن به همراه ۳ برادر و تنها خواهر خود و پدر و مادرش به تهران می‌رود.

او تا سن ۱۴ سالگی در تهران می‌ماند اما شیفتگی او به موسیقی باعث می‌شود درس را رها کرده و برای ادامه تحصیل (موسیقی) راهی انگلستان شود. (او اولین آهنگ خود را در ۱۴ سالگی در تهران با نام ای قایقران ساخته بود که توسط ضیا خوانده شد).

قمیشی به لندن که مهد آن روزهای موسیقی دنیا بود پا می‌گذارد و برای تحصیل موسیقی به دانشگاه سلطنتی لندن رویال سوسایتی آو آرتز می‌رود و با مدرک فوق لیسانس آهنگسازی دانشگاه را ترک می‌کند.او از آن پس تا سن ۲۵ سالگی در لندن می‌ماند و با گروه‌های موسیقی مختلف از جمله ربلز و ووینگرز و اینسکتز به عنوان پیانیست و خواننده همکاری می‌کند.

او در سن ۲۵ سالگی به ایران بازمی‌گردد و تا سن ۳۴ سالگی در ایران می‌ماند. او در این مدت اولین آلبوم خود به نام فرنگیس را منتشر ساخت و برای خواننده‌های زیادی از جمله بتی اقدام به آهنگسازی کرد.

اما او پس از آن در هنگام انقلاب اسلامی ایران برای یافتن شرایط مناسب کاری که بعد از انقلاب در ایران مهیا نبود به آمریکا و شهر لس آنجلس مهاجرت کرد و دوره‌ای طولانی حدود ۲۵ سال را را در آمریکا گذراند. او در طی این مدت ۱۱ آلبوم منتشر کرده‌است.

سیاوش قمیشی در سن ۶۱ سالگی آمریکا را ترک و به یکی از روستاهای کشور آلمان مهاجرت کرد.[نیازمند منبع]

سیاوش قمیشی در طول زندگی خود ۵ بار ازدواج کرد که آخرین آن با نازنین مرعشی بود و هم اکنون و پس از مهاجرت از آمریکا به تنهایی و با یک پرستار زندگی می‌کند. سیاوش به ندرت در مورد زندگی خصوصی خود صحبت می‌کند و تا اکنون نیز اطلاعات کاملی درباره زندگی او در دسترس نیست.

                               

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 11:52  توسط عارف   | 

زندگی نامه’ مهستی

مهستی در غربت ، جهان را وداع گفت

June 25th, 2007-1946

مهستی (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵ - درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶) خواننده درگذشته موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی هایده است.

مهستی نام اصلی اش افتخار دده بالا بود.

مهستی از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است
وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد
خواهر او هایده از بزرگ‌ترین خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران است
هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت

مهستی کار خود را در برنامه معروف گل های رنگارنگ رادیو ملی ایران با آهنگ "آنکه دلم را برده خدایا" آغاز کرد.

استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.

در دهه چهل پخش آوازهای نخستین او در مجموعه گلهای رنگارنگ از رادیو ملی ایران، اعتبار هنری وی شد و او یکی از خوانندگان محبوب مردم گردید و سپس راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم هنر خوانندگی باز کرد.

گفته می شود که هایده، خواهر مهستی، کار خود را یک سال پس از او آغاز کرد.

دوره خوانندگی

در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی می‌کردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی‌گردید
اما مهستی با غلبه با این باورها،چهره‌ای پسندیده و استوار از یک زن خواننده در اذهان عموم از خود نشان داد
و راه را برای دیگر خوانندهٔ زن هموار نمود
وی در طی دوران فعالیت هنری خود بیش از ۳۵ آلبوم ارائه داده‌است

در طول 35 سال کار خوانندگی، مهستی آهنگ های ماندگار بسیاری اجرا کرد.

تاثیر مهستی در موسیقی سنتی ایران با ارزش و بخشی از سرمایه موسیقی سنتی ایران محسوب می شود.

پس از انقلاب، به بریتانیا رفت و بعد از چند سال بالاخره به آمریکا مهاجرت کرد.


 

در سال 2005 آکادمی جهانی هنر، ادبیات و نیز رسانه های بسیاری برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایران از هنر او تقدیر به عمل آوردند.

او در (بهمن ماه) ماه مارچ 2..7 اعلام کرد

که از چهار سال پیش به بیماری سرطان پیشرفته مبتلا است

و غفلت در درمان آن، سبب وخامت حال وی شده است

و از ایرانیان خواست تا در برابر عوامل سرطان زا و نشانه های آن هوشیارباشند.

ابتلای مهستی به بیماری سرطان هنگامی منتشر شد

که او در ایام نوروز به دلیل شدت بیماری اش نتوانست روی صحنه کنسرت در دوبی ظاهر شود

و توسط دخترش که از لندن به دوبی آمده بود به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل گردید.

"مهستی" خواننده ایرانی روز دوشنبه 25 ژوئن سن 61 سالگی در کمال ناباوری از میان ما رفت.

از وی حدود 35 آلبوم موسیقی از جمله : هوای یار، آشفته، مسافر و گل امید و.....و همیشه سبز و ازخدا خواسته به یادگار باقی مانده است.

آلبوم‌شناسی

بیشتر کارهای او از بزرگانی چون جهانبخش پازوکی در حدود ۶۰ ترانه می‌باشد
در اواخر و آلبوم آخر (از خدا خواسته) نیز شادمهر عقیلی عهده دار موسیقی و تنظیم کارهایشان با ترانه‌هایی سروده از مریم حیدرزاده بوده‌اند

 

او در سال های پیش از مرگ در شهر"سنتا روزا" در شمال کالیفرنیا در آمریکا

با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند دیگرش ناتاشا و ناتالی زندگی می کرد
وی که در دو روز آخر عمرش در اغما به سر می برد روز 25 ژوئن سال 2007 دربیمارستان از میان ما رفت
مهستی در مصاخبه ای با یک شبکه خارج از کشور گفت که در آلبوم جدیدش فقط با شادمهرعقیلی کار کرده و این به این معنی هستش که شادمهر یک خواننده و آهنگ ساز حرفه ای پاپ هست
 
 
نماز مهستی در بنیاد ایمان خوانده شد
در این مراسم بنا بر گفته رئیس بنیاد ایمان
مهستی فردی مذهبی بود که ضمن احترام به همه ادیان
با شرکت در مراسم مذهبی همه ایرانیان با هر نوع اعتقادی
اما خود یک مسلمان بود
که در تمامی مراسم های مذهبی بنیاد ایمان بخصوص
شبهای قدر و مراسم تاسوا و عاشورای بنیاد ایمان شرکت
مینموده و نیایش میکرده
ریس بنیاد ایمان آمریکا
بر مسلمانی مهستی تا پایان زندگی شهادت داد
و هرگونه شایعه تغیر دین را با توجه به دوستی
و ارتباط نزدیکش با مهستی رد کرد

 

گوگوش یک ماه پیش از درگذشت بانو
به عیادت مهستی عزیز رفت
عکس های زیر متعلق به دیدار
گوگوش عزیز و مهستی نازنین میباشد

 

TinyPic image

 

و اما یک ماه بعد
حضور گوگوش و مهرداد
بر مزار مهستی

 
ر
مدتی است ایرانیان در غم بزرگ از دست دادن مهستی به سوگ نشسته اند
گوگوش نیز عزادار بانوی آواز ایران است و در سوگش نشسته9 تیر گوگوش عزیز بر سر مزار مهستی واقع در وست وود مورچوری در شهر لوس آنجلس رفت
وی پس از حضور بر مزار هایده و خانم بلغاری مادر هایده و مهستی
بر سر مزار تازه از دست رفته مان مهستی رفت
شایان ذکر است که گریه گوگوش بر مزار مهستی بسیاری از حضار را تحت تاثیر قرار داد


 
عکس زیر متعلق به آخرین کلیپ مهستی به نام شاید میباشد
که توسط علیرضا امیر قاسمی زمستان 85 در تپش تهیه شده
عکس مهستی و دوستش مهران
مهستی در قلب یک ملت جای گرفت
و با رفتنش میلیونها ایرانی را غمگین ساخت
روحش شاد

آلبوم از خدا خواسته کاری بسیار زیا از همکاری شادمهر و مهستی بود که بسیار مورد توجه جوانان کشور قرار گرفت

 
از خداوند تعالی خواستارم که به خانواده ی
مهستی و تمام عاشقانش در
سراسر دنیا صبر عطا کند
آلبوم از خدا خواسته از مهستی که شامل 7 ترانه زیباست که امیدوارم از شنیدنش لذت ببرید

 

این هم عکس روی آلبوم " از خدا خواسته

 

Mahasty

که شامل ترانه های زیر می باشد
طاقت
از خدا خواسته
امتحان
دنیا
شاید
وقتی رفتم
زندگی
متن آهنگ از خدا خواسته
به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت

من از خدامه بمونی کنارم
من که بجز تو کسی رو ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم میخواد بگی چه جوری

من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق اینکه بعد اون همه درد
خدا نگاهیم به ما کرد
 
یکی از آخرین تصاویر بانو مهستی

مهستی  » از خدا خواسته » از خدا خواسته
پشت صحنه کنسرت لندن و مصاحبه با بانو مهستی
بهزاد: پشت صحنه کنسرت لندن با بانو مهستی هستیم
خیلی به لندن خوش اومدین
آرزوی من بود که بتونم با شما صحبت کنم


بانو مهستی:
قربونت برم من
من هم خیلی خوشحال هستم که با توی نازنین دارم صحبت می کنم
بهزاد: به خصوص با آلبوم جدید خوش اومدین
میشه گفت این آلبوم، یک انقلاب جدیدی توی کار شما بود
و دیگه از آهنگسازها و ترانه سراهایی که معمولاً باهاشون
کار می کردین استفاده نکردید
و کلاً این آلبوم رو بردین به سمت نسل جوون تر
و البته باید بگم که آلبوم موفقی هم بود
مهستی: من خیلی خوشحالم که این ایده جدید رو اجرا کردم
من واقعاً عاشق کارم هستم و بعد از سی و پنجل – چهل سال خوانندگی
هنوز فکر می کنم خواننده جدیدی هستم
به همین دلیل از هنرمند بسیار عزیزم آقای شادمهر عقیلی استفاده کردم
چون ایشون تمام فکر و ذهنش برای جوونهاست

پشت صحنه کنسرت

من فکر کردم بهترین شانس رو دارم که با این عزیزم
و همین طور خانم مریم حیدرزاده همکاری داشته باشم
با خانم حیدرزاده عزیزم در زمینه شعری کار کردم
و من به هر دوی اونها افتخار می کنم
باور نمی کنید که هر روز به من تلفن میشه
و جوونهای ۲۲ تا ۲۵ ساله میگن "خانم مهستی، خسته نباشی
و به خاطر آلبوم جدید تبریک میگیم
چون واقعاً همه خواسته های ما رو بر آورده کرده
بهزاد: خانم مهستی دوست دارم برای بچه ها اون زمانی رو
یادآوری کنید که شروع به خوندن کردید
خانواده چقدر به شما ایراد می گرفتند؟
مهستی: خیلی زیاد
چون واقعاً خانواده ما نمی گذاشتند من و خانم هایده بخونیم
من چون عاشق هنر بودم با هر وضعیتی بود رفتم دنبال اینکار
و گفتم حتی اگر برادرم هم من رو بکشه، بزار من به این آرزوم برسم
و بعد کشته بشم!
ولی بعدها هم من و هم هایده ( که همیشه روحش شاد باشه ) به برادرم
ثابت کردیم که آدم می تونه در عین حال یک هنرمند
و یک خانم ( بانو ) هم باشه.



بهزاد: بانو مهستی، شما جزو اولین نفراتی بودین که
راه خوانندگی رو برای خانم ها باز کردید
اون هم زمانی که "خواننده زن بودن" زیر سوال بود
خیلی برام جالبه که بدونم چطور اون مسیری که رو شروع کرده بودید
رو تغییر دادین و برای جوون ها و یک نسل جدید شروع به خوندن کردید؟
مهستی: چون عاشق کارم هستم
دوست دارم هنوز هم جوونها من رو دوست داشته باشن
و از کار من استقبال کنند
بهزاد: یعنی احساس می کردین یک نسلی اون وسط ترک شده؟
مهستی: دقیقاً
دلم نمی خواست هیچ وقت بگن این قدیمیه
دوست دارم همیشه با جوون ها، قدیم ها و همه تیپ آدم باشم
بهزاد: بنابراین میشه گفت که مسیر جدیدی از خانم مهستی
در کارهای آینده اش خواهیم شنید؟
مهستی: بله، حتماً
یک آلبوم دیگری دارم از شادمهر عقیلی عزیزم که اون هم یک کار متفاوته
و به امید خدا به زودی به بازار میاد
و در دسترس همه هموطنان عزیز قرار میگیره



بهزاد: دوست دارم از آهنگ های آلبوم "از خدا خواسته" صحبت کنید
خود شما کدوم از آهنگ ها رو بیشتر از همه دوست دارین؟
مهستی: من همه رو دوست دارم
اما عاشق آهنگ "طاقت" هستم که تمام با گیتاره و این کار خیلی موفق بود
بعد از اون هم آهنگ "زندگی" رو دوست دارم
بهزاد: در کنسرت لندن شما از آهنگ های قدیمی هم خوندین
این انتخاب ها بر چه اساسی صورت می گیره؟
مهستی: انتخاب رو از روی شور و حال مردم انجام میدم
هر وقت هم هر چیزی از من خواستند که بخونم، گفتم چشم و براشون
خوندم چون دوست دارم با مردم حال کنم و خودم رو اون شب تقدیم
به مردم می کنم
بهزاد: خیلی ممنون خانم مهستی
این مصاحبه خیلی خلاصه شد اما دوست دارم
در فرصت های بعدی بیشتر با هم صحبت کنیم
الان هم طرفدارها پشت در بسته هی دارن به من چپ چپ نگاه می کنن
که بیان عکس بگیرن
مهستی: من هم خیلی خوشحال شدم
باز هم میخوام به تمام هموطنانم بگم که عاشقشون هستم
و این شمایید که مهستی هستین
تصویری از انرژی درمانی بانو در مراسم مسیحیت
که مسبب شایعات فراوانی شد

 
و اما جالب آنکه
بنیاد مسیحیان در اولین ساعات درگذشت مهستی بانو
اعلام کرده بود که مهستی در سالهای آخر زندگی خویش به
مسحیت گرویده بود
وبر سر این موضوع جنجالها به پا خواست
عجیب اینکه ضمن احترام به همه ادیان آسمانی چرا؟
بنیاد مسیحیت بعد از درگذشت بانو این خبر را انتشار داد؟
اما سحر چهل روز بعد در مصاحبه ای با نادر رفیعی گفت
مادرم چون بیمار بود به هر وسیله مذهبی برای شفا یافتن
توسل می جست و در مراسم مذهبی سایر ادیان شرکت میکرد
واین مسبب شایعات بود
سحر تنها فرزند مهستی گفت
مادرم چون احساس کرده بود به سفر آخر نزدیک است
لذا سفارشات لازم را نموده بود و وصیت کرده بود تا مادرم
را به سنت مادری یعنی سنت اسلام به خاک سپارند
و گفت مادرم را همان خانمی غسل داد که هایده و مادر بزرگم
را غسل داده بود
و با کفنی که خود از قبل تهیه کرده بود پس از نماز و آیین
مسلمانی به خاک سپرده شد
تصاویری از توسل مهستی به مراسم مسیحیان
و سر آغاز شایعات

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 17:2  توسط عارف   | 

زنده یاد : سلطان قلبها هایده

 

 

زندگينامه هايده

نام : معصومه دده بالا

نام هنری : هایده

تاریخ تولد : 1321

محل تولد : کرمانشاه

تاریخ وفات : 1368

محل وفات : آمریکا

محل دفن : آمریکا



هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.

وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.

هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان دیگر وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد..............تا اینکه در سی دی سال 1368 با اینکه هنوز بیش از 47 بهار از عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.

پیکر هایده در مراسمی باشکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده شد.



بانو هایده درمصاحبه ای که حدود سه چهار سال قبل از درگذشتش با او انجام شده بود تلخ ترین خاطره اش را چنین بیان میکند:



از زبان خود هایده:

تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به من پیشنهاد شده بود بخونم که ترجیع بند آن اینه: من خودم رفتنی ام

من بشدت به پازوکی پافشاری میکردم که من این آهنگ رو نمیخونم

نمیدونم چرا دلشوره عجیبی داشتم چون میخواستم به مسافرت اروپا بیایم و فکر حادثه ای مرا تعقیب میکرد.فکر میکردم شاید بیماری ای تصادفی چیزی باعث شود که من برنگردم به ایران و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و من تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را ببینم.

به هر صورت با ناراحتی خیلی شدید رفتم روی صحنه و اونو اجرا کردم.

7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمیتونم براتون توجیح کنم که حالت من در اون ساعت و اون لحظه چه بود.

ولی امیدی است که مرا نگه میدارد که باز بتوانم ایرانم را ببینم وبه آغوش هموطنانم برگردم.



در سال های پس از انقلاب، میان 1360 و 1368 و شاید به سبب ترانه های غمیادانه (نوستالژیک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بیرون از ایران افزوده می شد، هر چند که در خود ایران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود.
از همین روی برای یافتن زندگینامه دقیق او سر در هر منبع موسیقائی فرو بردیم که در این سال های اخیر تعدادشان نیز زیاد شده است. چیز دندان گیری نصیب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پیش از خوانندگی اش را در این منابع نیافتیم، ولی در همه آن ها به "تحقیر" و تکرار آمده که نام اصلی اش "سکینه دده بالا" بوده است. گویی نام می تواند تعیین کننده کیفیت صدای او بشود!

هایده از سال 1345 فراگیری موسیقی و آوازخوانی را نزد موسیقیدان معروف علی تجویدی آغاز کرد. تجویدی در میان آهنگسازان ایرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. یا خودشان به راه دیگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و یا "رنود" آنها را از او به غنیمت گرفته اند. هایده به گمان از آخرین کشفیات درخشان تجویدی باشد. شانسی که هایده آورده، این بوده که تجویدی آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پیوند با شعری برانگیزاننده از "رهی معیری" آماده اجرا داشته است. این ترانه با زیر و بالاهایی که دارد، معرف دقیقی برای صدای گسترده و پر توان هایده شده و صدای هایده نیز متقابلا ترانه "تجویدی - معیری" را تاثیر بیشتر بخشیده است.

متن این ترانه که "آزاده" نام دارد، آخرین کار موسیقائی " رهی معیری" است که در تب بیماری آن را سروده و کمتر در یک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.

ترانه آزاده با صدای هایده، آهنگ از علی تجویدی با شعر رهی معیری

تجویدی خود در یک گفتگوی رادیویی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی پس از آن که نیمی از ترانه را ساخنه، بیمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقیه را با سوز و حال بیشتری تمام کرده است.

ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چیزی که برایش باقی مانده بود، می نازیده است به آزادگی:

- "یارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرین/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونین مگیر/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."

تجویدی در گفتگویی که با او داشتم گفت: "آزاده را هیچ خواننده دیگری نمی توانست چون هایده با چنین وسعت صدایی بخواند ... هایده با خواندن این ترانه و چند ترانه دیگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ایجاد کند و تاثیرات تازه ای در موسیقی سنتی به وجود بیاورد..."

راه دیگر

هایده، اگرچه در سالهای پیش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بیشترین زمان و توان خود را در خدمت "بازار" قرار داد که بیشتر به سود و زیان می اندیشد تا به ارزشها. تجویدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عین حال گناه این انحراف را پیش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می بیند:

"جامعه بود که این ها را به سوی کاباره می کشانید... من در شوراهای موسیقی می گفتم که حقوق این ها را زیاد کنید تا احتیاج به رفتن به کاباره نداشته باشند... ولی نکردند این کار را... حقوق بسیار کمی مثلا 500 تومان به خواننده می دادند، در حالی که همین خواننده وقتی به کاباره می رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غیر از این را اجازه نمی داد..."


صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است

هایده، پس از آزاده، چند ترانه دیگر نیز از تجویدی خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسیقی به اصطلاح "مردمی"، نزدیکتر شد. محمد حیدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشیروان روحانی آهنگسازان دیگری بودند که صدای رسای هایده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که این ها در راه "مردمی" شدن به هایده یاری رسانیدند، او نیز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!

مهاجرت به "شهر فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را دیگر یکسره کرد. مهاجران مخاطب موسیقی آن قدر خسته و شکسته بودند که دیگر به ارزشها نمی اندیشند و تنها "تفریح و سرگرمی" می خواستند. سرمایه نیز در جایی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنین تنیده از "تفریح و تجارت" موسیقی معروف به "لس آنجلسی" به دنیا آمد و بیشتر خوانندگان مهاجر از جمله هایده را نیز به خدمت خود درآورد.

این حرف، بدان معنا نیست که در ترانه های غربتی هایده هیچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول باید به جنس صدای ناب و کمیاب او اندیشید که در همه بازمانده هایش یکسان مانده است، در این دنیای "بی صدائی" و "بد صدائی" خود، نفس ارزش است!

هایده در این هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در ایران مانده بود سرنوشتی بهتر از "پریسا" و "هنگامه اخوان" پیدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن که به دامنشان، پیرایه ابتذال نبسته اند!


هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد.

نقل از بی بی سی

مصاحبه با آقای مهدی ذکایی سردبیر مجله جوانان در امریکا در رابطه با هایده

"خانم هایده ابتدا اومده بود لندن. مدتی بعد از انقلاب اونجا زندگی کرد و کار کرد و بعد اومد آمریکا و اینجا فعالیتش رو شروع کرد. هایده شبی که در سانفرانسیسکو روی صحنه بود درگذشت. بعد از کنسرت بلافاصله دچار حمله قلبی شد و فردای آن روز در گذشت. من فکر کنم اون موقعی که این اتفاق براش افتاد هایده در بهترین موقعیت خوانندگی بود و هیچ کس در برابرش نبود."

" و اون موقع یادمه که تمام آلبوم ها وآهنگاش گل کرده بود و روی صحنه هم موفق بود. هایده وقتی فوت کرد که در اوج بود. وقتی که رفت ، مردم خیلی خیلی متاثر شدن. براش با شکوه ترین مراسم خاکسپاری و هفت و یادبود رو برگزار کردن که در تمام سالهای اخیر چنین مراسمی برای کسی انجام نشد و جای هایده همیشه خالیه وصدا وآهنگاش همیشه موندنیه."






"چهل "

"هایده وقتی فوت کرد چهل و هفت سالش بود. ما ملاقاتهایی زیادی باهم داشتیم . روحیه خیلی خیلی خوبی داشت."

"ماجرای عجیب آخرین مصاحبه هایده"

مهدی ذکائی : آخرین مصاحبه هایده درست یک هفته قبل از مرگش بود. یک هفته بعد که مجله در اومد دقیقاٌ یک روز بعد از مرگش بود. یکی ازعجیب ترین اتفاقاتی که قبل از مرگ هایده افتاد این بود که آقای حسام ابریشمی که نقاش معروفی در آمریکا است. یک طراحی برای روی جلد مجله در کنار عکس هایده انجام دادن که چشم هایده کاملاٌ روی این طرح خیره شده بود و درمورد با اون سوال می کرد

"بعداً فهمیدم که این طرح در امریکای جنوبی سمبل مرگه و تقریباً به شکل یک دلقک در حال رقصه. خاطراتی که از آخرین مصاحبه با هایده در ذهن دارم اینه که از کسانی گلایه می کرد که خیلی اذیتش کرده بودن. خیلی از شایعاتی که مطبوعات براش ساخته بودن دل آزرده بود.
ولی گفت که دوباره روی پاهام می ایستم و می خوام از نو شروع کنم و بسیار فعالتر از قبل باشم و کارهام رو گسترش بدم."

 

 

 

آرامگاه هایده در گورستان وست وود در لس آنجلس (عکس از آرش بهتاش؛ آرشیو پژمان اکبرزاده)

         آرامگاه هایده در گورستان وست وود در لس آنجلس


هایده در آخرین ماه های عمر خود مشغول ضبط یک آلبوم از ترانه های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسین واثقی بود و در حالی که قراردادی نیز با سعید دیهیمی (نوازنده پیانو) که سابقاً ترانه بیاد ماندنی "نامه" را برایش ساخته بود داشت راهی سانفرانسیسکو شد؛ سفری که دیگر بازگشتی نداشت...

هایده در روز بیستم ژانویه ۱۹۹۰ برابر با سی دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد. شانزده سال از درگذشت زودهنگام هایده گذشته ولی در روزگاری که عمر ترانه ها به چندماه و چند هفته رسیده، ترانه های او در میان ایرانیان همچنان دوستداران بیشماری دارد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 22:20  توسط عارف   |